اموز:صداي عدالت در ستون سخن روز در تحليليبا عنوان "چند سوال ساده" از سخنراني محمود احمدينژاد در آمريكا نوشت: [خطاب به احمدينژاد] در طول سفر هيچ اين سوال برايتان پيش نيامد كه چطور و چرا با وجود مخالفتها و اعتراضات بسياري از مقامات بلندپايه آمريكايي سرانجام مراسم سخنراني شما برگزار شد؟ مگر نه اين است كه در ميان معترضان شما در بيرون دانشگاه چند سناتور و نماينده يهودي و وزير امور خارجه اسرائيل كه طبعا بايد از اعضاي اصلي لابي صهيونيستي باشند كه به قول شما مسوول بسياري از جنايات و تصميمگيريهاي دولت آمريكا هستند حضور داشتند اما آنها هم نتوانستند مانع سخنراني شما شوند؟ در صورتي كه در دانشگاههاي ايران گاها تنها مخالفت مامورين امنيتي شهري، استاندار، فرماندار، امام جمعه شهر و يا حتي برخي نيروهاي دانشگاهي بعضا تنها به دلايل سياسي ميتواند مانع از انجام مراسمها، همايشها، سخنرانيها و... شود... [با اشاره به اعلام وجود احترام به مخاطبان در ايران توسط احمدينژاد] برخلاف ادعاي شما در ايران كمترين بهره را از واقعيت دارد. نگاهي به سير دريافت مجوز براي چاپ و نشر كتاب و چرايي آن خود گوياي اين واقعيت تلخ هست. سايتهاي سياسي و منتقد فيلتر شوند و...؟! جواب هيچ كدامشان با صحبتهاي شما در مورد احترام به شعور مخاطب در ايران سازگار نيست.
آقاي احمدينژاد! شما بارها در سخنرانيهايتان از وجود آزادي رسانهها و آزادي گردش اطلاعات در ايران صحبت كرديد و گفتهايد مردم امريكا در زندان بيخبرياي كه رسانههاي تحت سانسور برايشان ايجاد كردهاند، به سر ميبرند.
آقاي دكتر! قانون اساسي آمريكا در سال 1789 تدوين شد از آن سال تا امروز تحقيق شود چند روزنامه و رسانه توسط دولتها يا مراجع قضايي امريكا در طول عمر اين تمدن دونپايه توقيف شده است؟ آيا تا به حال توجه كردهايد داغترين خبرها از فسادهاي مقامات آمريكايي و تندترين نقدها بر دولت آمريكا از منبع روزنامهها و خبرگزاريهاي و احزاب منتقد آمريكاييست؟... شما در سخنرانيتان در دانشگاه كلمبيا گفتيد روزانه صدها سخنراني در دانشگاههاي ايران برگزار ميشود و اساتيد و دانشجويان، به بحث و گفتوگو با يكديگر ميپردازند. البته من نميدانم منظور شما از صدها سخنراني چهجور سخنرانيهاييست؟ و منظورتان از گفتوگو چه نوع گفتوگويي؟ اشاره ميكرديد روزانه چند سخنراني در دانشگاههاي ايران موفق به انجام نميشوند؟ روزانه چند هزار ايده براي بحث و گفتوگو در دانشگاههاي ايران حتي مجال پرواز از ذهن دانشجو به روي ميز هياتهاي نظارت براي اخذ مجوز بحث و بررسي را پيدا نميكنند؟
چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است.