اعتراض جمعی از روزنامهنگاران به برخورد با فعالان مطبوعاتی در استان ها و ادامه توقيف ايلنا
امروز:جمعی از روزنامهنگاران و خبرنگاران با انتشار بيانيه اي به برخورد با فعالان مطبوعاتی در استان ها و ادامه توقيف ايلنا اعتراض كردند. متن كامل اين بيانيه در ادامه مي آيد:ما روزنامهنگاران و خبرنگاران رسانهها اکنون ديگر فقط نگران خود و احيانا سرنوشت شغلی و حرفهای خود نيستيم، بلکه نگران تثبيت فضايی هستيم که مولود نوعی تنگنظری است که میخواهد همه چيز را به صورتی فرمايشی و با نگاهی از بالا به پايين شکل دهد و حتی واقعيات و حقايق ملموس را با هزاران توجيه غير موجه، کماهميت يا بیاهميت جلوه دهد تا از اين رهگذر با مکتوم ماندن حقايق، زحمت کمتری متوجه صاحبمنصبان غيرپاسخگو باشد.
اگر زمانی گفته میشد روزنامهنويسان و خبرنگاران مرکز و يا ساکنين مطبوعات در شهرهای بزرگ کشور بيشتر از هر جای ديگری مورد تاخت و تاز قرار میگيرند، در حال حاضر میتوان گفت که روزنامهنگاری تبديل به پديدهای شده است که حتی در کوچک ترين نقاط ايران و در مقياس محلی نيز تحمل نمیشود. اتفاقات ناگواری که در چند وقت گذشته برای روزنامهنگاران و خبرنگاران ساکن در مراکز استانها و حتی شهرهای کوچک کشور رخ داده است، تصويری گويا برای اثبات اوج گرفتن معضلات، ناهنجاری ها و مشکلات تحميلی به جامعه روزنامه نگاری و رسانهای ايران است.
میگويند منتقدان دولت بايد تشويق شوند و جايزه بگيرند اما خبرگزاری کار ايران (ايلنا) که تنها بخشهايی از سياستهای دولت نهم را به سياق گذشته به نقد کشيده بود، در دو سال اخير بهره و نصيبی جز شکايت و تحت فشار قرار گرفتن و تهديد نداشت تا اينکه بالاخره در کمال ناباوری پنج ماه پيش فعاليتش متوقف شد و هيچکس هم حاضر نشد به طور شفاف اعلام کند که دليل اين برخورد چه بود؟
همچنين خبرنگارانی چون اجلال قوامی، آکو کردنسب، محمد صديق کبودوند، ياسر گلی، صباح نصيری، مريم حسينخواه، رضا ولیزاده، اميد احمدزاده و ابوالفضل عابدينی هنوز در زندان به سر میبرند و بابک مهديزاده، آرش بهمنی و کوهزاد اسماعيلی سه روزنامه نگار گيلانی به زندان محکوم شده اند. جلوه جواهری وب نگار در زندان به سر میبرد و عمدالدين باقی نويسنده و فعال حقوق بشر به دليل نوشتن مقالههايی در خصوص قتلهای زنجيرهای، دوران محکوميت يکساله خود را در زندان میگذراند. اين در حالی است که رسانههای منتقد يکی پس از ديگری به محاق توقيف میروند يا توسط دولتمردان به تصرف درمیآيند و سيل دستورالعملها به سوی رسانهها همچنان روان است.
جريانهايی که زمانی رسانهها را متهم به کودتای خزنده عليه دولت نهم میکردند، کودتايی اما نه خزنده بلکه کاملا آشکار و روشن عليه رسانهها شکل میدهند و کسی هم حتی مجال دفاع از عملکرد خود را نمیيابد. در مقابل ديده میشود که برخی شبه رسانهها و مطبوعات در شکلی امنيتی و اطلاعاتی فضای کار رسانهای را برای روزنامه نگاران تنگتر میکنند. در اين ميان، فرهيختگانی که بايد در صدر باشند و عملکردشان مورد تقدير قرار گيرد، با انواع و اقسام بیحرمتیها دست و پنجه نرم میکنند. بر اين اساس ما از انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران میخواهيم ضمن پيگيری مشکلات بيان شده برای اصحاب رسانه نتيجه اقدامات خود را به اطلاع همگان رسانده و برای شفافسازی فضای رسانهای کشور نتايج جلسات هیأت مديره را از طريق رسانههای عمومی به اطلاع اعضا برساند.
در پايان سخن ما امضاکنندگان اين نامه با همه کسانی که بنا به هر دليلی، شيوه و منش آزادانديشی را نمیپسندند و رسانه را فقط تريبون خود و به عبارتی بلهقربانگو میخواهند، آن است که بيش از اين به عمق فاجعهای که در حوزه رسانهای کشور ايجاد شده، نيفزايند و فکر نکنند که اينگونه خواهند توانست ميوه مقصود بچينند و با نگاه داشتن مردم در بیخبری و غفلت، به سوداهای خامی که در سر میپرورانند، برسند.
۱۳/۰۹/۱۳۸۶