امروز:توقيف شرق مهمترين خبر مطبوعات امروز است. اكثر روزنامههاي جناح راست سعي كردند در صفحات داخلي خود با نگاهي تاييدآميز، خبرهاي مربوط به توقيف اين روزنامه را منعكس كنند.
مطبوعات اصلاح طلب با شكلي احتياطآميز اين موضوع را پيگيري كردند. به جز دو سه روزنامه كه تيتر اول خود را به اين خبر اختصاص دادند، ساير روزنامههاي اين جناح سياسي بدون تفسير يا تحليلي، به انعكاس خبرهاي عمومي اين موضوع پرداختند.
اعتماد ملي در تيتر اول خود با عنوان «شرق در توقيف هيات نظارت» نوشت: ديروز هيات نظارت بر مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با صدور حكم توقيف روزنامه شرق و لغو امتياز نشريات حافظ و خاطره، روز پركاري داشت. ضمن اين كه در روز 13 شهريور حكم توقيف نشريه نامه را نيز صادر كرد... دبيرخانه هيات نظارت بر مطبوعات در بيانيهاي اعلام كرد: اين هيات در تاريخ 19/5/1385 و به منظور حمايت از ادامه انتشار نشريه شرق به صاحب امتياز فرصت داد تا ظرف يك ماه نسبت به معرفي مديرمسوول جديد كه امكان نظارت بيشتر بر مطالب نشريه را داشته باشد اقدام نمايد كه صاحب امتياز در تاريخ 20/6/85 با ارسال نامهاي تقاضاي مهلت دو ماهه را نمود، ليكن با توجه به تخلفات مكرر روزنامه و عدم اصلاح در يك ماه اخير و انتشار كاريكاتور توهينآميز در يكي از شمارههاي اخير آن نشريه، به اتفاق آرا روزنامه شرق را توقيف و پرونده تخلفات اين نشريه را به دادگاه ارجاع نمود... بيانيه هيات نظارت پس از يك روز از ارسال نامه مهدي رحمانيان به اعضاي هيات نظارت در پذيرش راي هيات و درخواست مهلت دو ماهه براي معرفي مديرمسوول جديد و كارآمد، صادر شد و در آن پس از اعتراض به تعلل مديرمسوول در معرفي مدير جديد، انتشار كاريكاتور توهينآميز دليل صدور حكم توقيف اعلام شد... رحمانيان انتشار كاريكاتور توهينآميز را نپذيرفت و گفت: در يكي از صفحات شمارههاي اخير روزنامه، صفحه شطرنجي كشيده شد كه دو مهره سفيد و سياه در آن وجود داشت و براي ديده شدن و نمايان شدن مهره سياه، بقيه خانهها سفيد بود و هيچ مفهوم ديگري نداشت... وي دريافت اخطاريه را تكذيب كرد و گفت: به جز يك مورد، موارد متعدد را قبول ندارم... اين كار را از طرف هيات نظارت بر مطبوعات ندانست و بر مشخص بودن موارد توقيف نشريات براي هيات نظارت بر مطبوعات اشاره و تاكيد كرد و از اعتراض خود نسبت به اين حكم خبر داد... هيات نظارت بر مطبوعات پيش از اعلام بيانيه توقيف از صدور بيش از 70 تذكر كتبي به روزنامه و بيتوجهي مديرمسوول روزنامه خبر داد و با استناد به اين تذكرات حكم تغيير مديرمسوول را صادر و پرونده تخلفات را به دادگاه ارسال كه پرونده در شعبه ششم بازپرسي دادسراي رسيدگي به جرايم كاركنان دولت و رسانهها در حال رسيدگي است... محمود عليزاده طباطبايي وكيل روزنامه شرق بيتوجهي روزنامه به اعتراضهاي هيات را كذب دانست و گفت: دريافت بيش از 70 تذكر كذب محض است و هيات مكلف است ظرف يك هفته پرونده روزنامه شرق را براي رسيدگي به دادگاه ارجاع كند... روزنامه شرق با سابقه سه ساله همزمان با انتخابات مجلس هفتم به مدت هشت روز توقيف و با انتشار نامه عذرخواهي به انتشار خود ادامه داد و مديرمسوول آن چندي پيش در دادگاه كيفري استان محاكمه و به پرداخت جزاي نقدي محكوم شد... محمد عطريانفر رييس شوراي سياستگذاري روزنامه شرق توقيف روزنامه را پايان يك دوره طلايي در حوزه اطلاعرساني دانست و گفت: در سه سال فعاليت تنها 2-1 مورد تذكر شفاهي و 2-1 مورد تذكر كتبي آن هم در خصوص موضوع هستهاي دريافت كرديم كه سعي كرديم به حساسيتهاي موجود واكنش مثبت نشان دهيم... به نظر ميرسد درباره ادعاي 70 تذكر از صبغه مبالغه عدد 7 بهره گرفته شده است، به گفته عطريانفر به صرف جمعبندي غيرحقوقي نميتوان با حقوق يك سري انسان در يك مجموعه فرهنگي بازي كرد... وي افزود: در هر روزنامهاي ممكن است اشتباه صورت بگيرد و اين شيوه نگاه و برخورد با روزنامه شرق يك نگاه غيرحقوقي است و ميشود تعابيري را براي اين تصميم درست كنيم... درمورد كاريكاتور موردنظر هيات، عطريانفر توضيح داد: تعابيري كه براي كاريكاتور روز پنجشنبه روزنامه استفاده شد، تعابير باطلي است و حتي يك واكنش هم از مخاطبان و ساير افرادي كه در جامعه اين روزنامه را مطالعه ميكنند به ما واصل نشده است... او ادامه داد: توقيف روزنامه شرق به زاويه نگاه خاص برخي افراد بازميگردد و با اين عمل حاكميت از اين توان و اعتبار محروم شد؛ اطلاعرساني درست و دقيق و سپس مردم و مخاطبان... رجبعلي مزروعي رييس انجمن صنفي روزنامهنگاران در اين مورد گفت: هيات نظارت بر مطبوعات حق توقيف روزنامه شرق را نداشته و مطابق قانون مطبوعات تنها در مورد توهين به رهبري و مقدسات چنين حقي به هيات نظارت بر مطبوعات داده شده است... وي از كافي نبودن دلايل توقيف روزنامه خبر داد و بر ارسال پرونده آن به دادگاه توسط هيات تاكيد كرد... وي با مشابه دانستن موارد مطرح شده در مورد روزنامه شرق با روزنامه ايران افزود: انجمن صنفي در اين خصوص بيكار نمينشيند... بدرالسادات مفيدي دبير انجمن صنفي روزنامهنگاران نيز از تشكيل جلسه هيات مديره و موضعگيري آن خبر داد... وي با اشاره به توقيف بسياري از روزنامههاي كشور در سال 79 گفت: روند برخورد با مطبوعات با فراز و نشيبهاي بسيار توسط جرياني تندرو در بدنه حاكميت پيگيري ميشود و اين جريان با ترسي كه نسبت به خطرآفرين بودن فضاي آزاد مطبوعات براي خود داشته طي سالهاي اخير برخوردهاي گوناگوني را با روزنامههاي كشور انجام داده است كه در دولت خاتمي مستقيما از سوي دستگاه قضايي و دادستاني پيگيري ميشد به طوري كه با سود جستن از برخي ابزارهاي شبه قانوني و با استناد به مواد 12 و 13 اقدامات قانوني و ترتيبي كه مصوب سال 1333 و مربوط به قاتلان و افراد خطرناك بود آنان را مورد خطاب قرار ميدادند... او ادامه داد: با توجه به يكسانسازي تركيب هيات نظارت در يك سال اخير اين روند برخورد به گونهاي ديگر متصور شد... وي افزود: اعضاي هيات نظارت بايد اجازه ميدادند اين كاريكاتور با يك فعاليت كارشناسي مورد ارزيابي قرار ميگرفت چرا كه توهينآميز بودن اثر موضوعي نيست كه با يك برداشت ساده قابل اثبات باشد و بايد با تقاضاي رحمانيان با تسامح بيشتري برخورد ميشد... عليرضا مختارپور دبير هيات اجرايي نظارت بر مطبوعات و علاءالدين ظهوريان مديركل مطبوعات داخلي معاونت مطبوعاتي حاضر به پاسخگويي در مورد علت توقيف روزنامه شرق و نظر هيات نظارت بر مطبوعات نشدند... ناصر سراج نماينده قوه قضاييه در هيات نظارت بر مطبوعات از ارسال چندين تذكر كتبي به روزنامه شرق در خصوص تغيير رويه و روش خبر داد وگفت: آنان با چاپ كاريكاتور به رويه گذشته خود سماجت كردهاند و دادگاه كيفري استان تهران تصميم نهايي را در مورد روزنامه شرق اتخاذ ميكند. توقيف شرق ارتباطي به موضوع روزنامه ايران ندارد و مديرمسوول شرق از مدتها قبل درجريان تذكرات كتبي بوده است... حسن مرادي نماينده اراك و عضو فراكسيون مطبوعات مجلس صدور حكم توقيف را در اختيار دادگاه دانست و گفت: اگر كسي تخلفي كرده نبايد ساير كاركنان زيان ببينند.
آفتاب شرق غروب كرد، عنوان سرمقاله اعتماد ملي است كه نوشت: «شرق» روزنامهاي بود كه در طول سه سال گذشته هرگاه در عرصه داخلي و به ويژه خارجي، دولت و نظام نياز به حمايت داشتند چيزي كم نگذاشت. همواره يار و مدد آنان بود؛ چه آن زمان كه با دولت اصلاحات هميار بود و چه در اين يك سال كه منتقدي منصف براي دولت نهم. اما ديروز آن را با كمترين سودي از عرصه افكار عمومي خارج كرديم. اين سوال هنوز بيپاسخ مانده است؛ چرا هياتي كه در آن تعدادي از مقامات عالي مملكتي نشستهاند و ميدانند نظام در اين مقطع حساس در حال جنگيدن و چانهزني در آن سوي مرزها است تا به حق قانوني خود برسد بايد در اين سو با توقيف يا لغو امتياز چهار نشريه جبههاي ديگر را بگشايند و اعتراض داخل و خارج را بلند كنند كه چرا در مقابل آزادي بيان و مطبوعات سختگيريهاي بيمورد ميكنيم. آن هم در دورهاي كه نظام به دوره امنيت، آرامش و تثبيت خود رسيده است. هنوز هم پس از سالها از تجربههاي ناموفق خود درس نميگيريم و با يك يا چند خطاي مطبوعاتي قيصريهاي را به آتش ميكشيم، آن هم بيتوجه به دادرسي عادلانه، چرا وقتي ميتوانيم با راهكارهاي منطقي و قانوني مشكلي را حل كنيم هزينهاي سنگين و گاهي جبرانناپذير به كل نظام تحميل ميكنيم؟! به راستي پشت اين گونه اقدامات چه منطق و استدلالي نهفته است؟!
همبستگي در تيتر اول خود نوشته است: مطبوعات به دليل نقش و تاثيرگذاري كه دارند، در درون مشروطه به ركن چهارم دموكراسي لقب يافتهاند اما در برخي جاها حوزه فعاليت مطبوعات يا بسته است و يا دايره آن محدود است و به دليل نبود احزاب تاثيرگذار، تاوان احزاب را نيز نويسندگان و نشريات ميدهند. از منظر جامعهشناسان و آنهايي كه داعيه اصلاح امور را در سر ميپرورانند، بهترين روش نظارت بر قواي مقننه، قضاييه و مجريه را از طريق نظارت احزاب و نشريات ميدانند. بيترديد به نفع هر دولتي است كه دايره فعاليت دو ركن تاثيرگذار يعني احزاب و نشريات را تقويت كند و نه محدود. هرچند عدهاي از بستن نشريات و يا غيرفعال بودن احزاب خوشحال هستند، اما داشتن احزاب قدرتمند و نشريات تاثيرگذار در بلندمدت پاسخ مثبتي است به مطالبات مردم. اگر از اين منظر به نشريات نگاه كنيم، به نيكي درمييابيم كه بستن نشريات، نگران كننده و در بلند مدت بر افكار عمومي تاثير منفي دارد زيرا نبود مطبوعات مستقل و آگاه، مردم را به سمت استفاده از تحليلهاي رسانههاي آن سوي مرزها هدايت ميكند. بيترديد روزنامه شرق يكي از نشريات حرفهاي، نوگرا و در نوع خود بينظير بود و به همين خاطر مخاطبان بسياري را نمايندگي ميكرد. ما ضمن ابراز همدردي با هم صنفيهاي خود كه در روزنامه تاثيرگذار شرق و سه نشريه نامه، حافظ و خاطره مشغول به كار بوده واكنون بيكار شدهاند، انتظار داريم دستاندركاران با تجديدنظر در مورد توقيف اين نشريات زمينه بازگشت همكاران اهل قلم را به مطبوعات فراهم كنند.
روزنامه اعتماد در مقالهاي در صفحه اول خود، با عنوان اصلاح طلبي بد جرمي است، به بررسي توقيف روزنامه شرق پرداخت و نوشت: دليل توقيف شرق اصلاحطلبي است، حركتي كه در قاموس مخالفانش در عداد گناهان كبيره است و دفاع از آن عذر بدتر از گناه... آن زمان كه در عرصه حكومت ظهور و بروز داشت مرتكبان جرم از اهل حكومت و مرغ عزا و عروسي مطبوعات، دانشجويان و بخشهايي از اپوزيسيون چون ملي- مذهبيها بودند و دولت و مجلس اصلاحات بسترساز جنايت از ديدگاه مخالفان بودند- اصلاحطلبان را كودتاچياني ميدانستند كه ميخواستند از راههاي سياسي و فرهنگي عمل كنند كه انتخابات رياست جمهوري نهم راه آنها را بست... يك سال پس از آن فتحالفتوح بستن راه كودتا و يك دست شدن ساختار حكومت شبح اصلاح طلبي هم چنان در كابوس مخالفان حاكم است... دولت در همه موارد انگشت اتهام را به سوي اصلاح طلبان ميگيرد... شبح اصلاحطلبي در آسمان سياست ايران ميگردد... پس از بستن حكومت نوبت جامعه مدني رسيده است... اصلاح طلبي غولي نيست كه به شيشه رود... اگرچه جامعه مدني ضعيف، بخش خصوصي نحيف و فرهنگ سياسي كشور سخيف است اما باز هم آن حد ظرفيت مانده است كه بتوان جمع اصلاحطلبان را نگه داشت و اميد را فرو نگذاشت... شرق يكي از اصليترين اميدها در اين ايام فترت و دوران عزلت بود... پس از سوم تير شرق يك نهاد بود نهادي موثرتر و فعالتر از احزاب سياسي اصلاحطلب... اصلاحطلبي شرق چنان بود كه در چشم مخالفان اين روزنامه سنگري بود كه بايد فتح ميشد... منش شرق طوري بود كه چهرههاي فراواني از مخالفان اصلاحات را هم چون علي مطهري، حسن غفوريفرد، عباس سليمينمين، حبيبالله عسگراولادي، حسن بيادي، دكتر ولايتي و... به خود جذب كرده بود... به لطف روزنامهنگاري حرفهاي و اصلاحطلبانه شرق جمعي از اضداد گرد هم آمدهاند... كاري كه نسل اول مطبوعات اصلاحطلب نتوانستند و نخواستند انجام دهند... اصلاحطلبي شرق در همه عرصهها جاري بود و گفتوگو را نيز ايجاب مينمود... تنها يك طيف از دايره گفتوگو بيرون ميماند كه آن هم مخالفان گفتوگو بودند... شرق تعريفي از اصلاحطلبي ارايه ميكرد كه نه ميشد آن را پايگاه دشمن خواند و نه ادبياتش را موهن معرفي كرد... روزنامهاي تراز اصلاحات بود... اين اقدام باعث شد بار ديگر دريابيم اصلاحطلبي بدجرمي است.
روزنامههاي جناح راست نيز اين خبر را از موضعي ديگر منعكس كردند.
كيهان با عنوان هيات نظارت سرانجام شرق را توقيف كرد، نوشت: هيات نظارت بر مطبوعات روزنامه شرق را به دليل تخلفات مكرر و بياعتنايي به تذكرات، توقيف و پرونده آن را به دادگاه ارجاع كرد. هيات نظارت بر مطبوعات درجلسه روز گذشته خود با اتفاق آرا تصميم به توقيف روزنامه شرق گرفت و با ارسال نامهاي به مديرمسوول آن روزنامه، از وي خواست اين روزنامه از روز سهشنبه 21 شهريور ماه منتشر نشود. هيات نظارت بر مطبوعات به منظور حمايت از انتشار نشريات به صاحب امتياز اين روزنامه فرصت يك ماهه داده بود تا با معرفي مديرمسوول جديد، نشريه شرق دقت بيشتري در انتشار مطالب از خود نشان دهد اما با توجه به تخلفات مكرر روزنامه و عدم اصلاح در يك ماه اخير و خصوصا با توجه به انتشار كاريكاتور توهينآميز در يكي از شمارههاي اخير آن نشريه به اتفاق آرا روزنامه شرق را توقيف كرد و پرونده تخلفات اين نشريه را به دادگاه ارجاع كرد.
رسالت نوشته است: تعطيلي روزنامه شرق ناشي از بياعتنايي مسوولان روزنامه به تذكرات هيات نظارت بر مطبوعات بود. هيات نظارت بر مطبوعات در آخرين سال از عمر دولت خاتمي و به هنگام تصدي احمد مسجدجامعي بر وزارت ارشاد و در پي تذكرات پي در پي به دستاندركاران روزنامه، آخرين اخطار را به مديرمسوول روزنامه شرق داد و مسوولان شرق قول دادند كه از آن به بعد نظارت بيشتري بر محتواي روزنامه داشته باشند اما بعد از روي كار آمدن دولت نهم و آغاز به كار وزارت ارشاد سعي شد با ارايه تذكرات، مشي روزنامه شرق اصلاح شود و در اين ارتباط سه بار به مديرمسوول روزنامه شرق تذكر داده شد اما نتيجهاي حاصل نشد تا آن كه هيات نظارت با هدف جلوگيري از تعطيلي روزنامه شرق و آسيب ديدن كاركنان اين نشريه تصميم گرفت براي اعمال نظارت بر محتواي روزنامه اقدام به تغيير مديرمسوول شرق كند و براي اين منظور يك ماه فرصت داد كه فرد جديدي براي مديريت مسوولي روزنامه معرفي شود اما باز هم تيم هدايت كننده شرق حاضر به تمكين از نظرات قانوني هيات نظارت نشدند و جسارت را به جايي رساندند كه هفته گذشته با چاپ كاريكاتوري موهن به مسوولان مهم كشور در جريان مذاكرات هستهاي اهانت كنند و كار را به جايي رساندند كه هيات نظارت تصميم مقتضي را درباره تيم سياسي كار روزنامه شرق اتخاذ كند.
رسالت به نقل از فاطمه رهبر نماينده مجلس، نوشت: شرق به امتياز داده شده هم بيتوجهي كرد و متاسفانه به هنجارشكني همچنان ادامه داد... روزنامه شرق از خط قرمزها عبور كرده و حرمت و حريمها را رعايت نميكرد... معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به دليل تخلفات زياد اين روزنامه چندين بار به آن تذكر كتبي داده اما مسوولان اين روزنامه هيچ توجهي به اين تذكرات نكردند... حتي مسوولان امر به روزنامه شرق يك امتياز دادند و آن اين بود كه در فرصت يك ماهه مديرمسوول اين روزنامه عوض شود تا شايد با تغيير مديريت در سياستها و برنامههاي اين روزنامه تغييري ايجاد شود اما باز هم توجهي نشد و متاسفانه هنجارشكني در اين روزنامه ادامه يافت.
سياست روز در مطلبي با عنوان روزنامه شرق با خودزني توقيف شد، به نقل از حسن كامران نماينده اصفهان و عضو هيات نظارت بر مطبوعات علت درخواست تغيير مديرمسوول را توهين روزنامه به ستارخان سردار ملي در عصر مشروطه عنوان كرد و از اعطاي مهلت يك ماهه براي تغيير مديرمسوول به عنوان يك اقدام كدخدامنشي و ارفاق به روزنامه ياد كرد...
روزنامه سياست روز در مطلبي در اين خصوص عملكرد شرق در تحولات لبنان و جانبداري محتاطانه از رژيم صهيونيستي در برابر مقاومت حزبالله و همكاري نزديك روزنامه و برخي خبرنگاران آن با رسانههايي چون بيبيسي را ازدلايل توقيف اين روزنامه دانست و نوشت: حسين صفارهرندي وزير فرهنگ و ارشاد نيز با انتقاد از عملكرد اين رسانه گفت: برخي از مطبوعات داخلي در حق مردم لبنان خطا ميكنند و موضوع را به گونهاي جلوه ميدهند كه حزبالله گروهي ماجراجو است كه خود را در مهلكه انداخته است... روزنامه سياست روز به نقل از محمد عطريانفر انتشار مجدد شرق را بعيد دانست و نوشت: اگر اين روزنامه ميخواست توقيف نشود به راحتي با جدي گرفتن تذكرات هيات نظارت بر مطبوعات از اين امر جلوگيري ميكرد، بيميلي مسوولان روزنامه با انتشار مجدد به همراه عدم همكاري با هيات نظارت را ميتوان نوعي خودزني دانست كه راه را براي انتخاب گزينههاي ديگر باز ميكند.