دكتر مهدي خزغلي، آيتاللهزاده خزعلي، پس از اينكه مانند بسياري از صالحان و مدافعان اسلام و انقلاب اسلامي، به اتهام بياعتقادي به ارزشها ردصلاحيت شده، به امام و مقتدايش، عليابنالحسين(ع) اقتدا كرده و همانگونه كه آن حضرت در مسجد شام در برابر يزيد فاسق، به وحدانيت خدا و رسالت جدش شهادت داده تا خارجياش نخوانند، ايشان نيز در يكي از روزنامهها در برابر كساني كه او را ردصلاحيت كردهاند، شهادت داده كه خميني كبير(ره) دو يادگار براي امت به جا نهاد، يكي انقلاب اسلامي و ديگري ولايت فقيه و اقرار نموده در طول سالهاي انقلاب در عمل ثابت كرده كه تا پاي جان در حفظ و نگهداري دو ثقل و دو يادگار امام امت ايستاده است. (اعتماد ملي – 15/11/86)
اين شهادتنامه را كه خواندم، تصميم گرفتم چند خطي به عنوان نامه سرگشاده براي اين پزشك اصلاحطلب قلمي كنم، شايد در عالم ملكوت به گوش زمينيان و در زمين به گوش ملكوتيان! برسد.
آقاي دكتر! آنهايي كه در هيات اجرايي مستقر در فرمانداري و نيز آنهايي كه در هيات نظارت وابسته به شوراي نگهبان ردصلاحيتتان كردهاند، شما را به خوبي ميشناسند. ميدانند كه فرزند آيتالله خزعلي با آن سوابق روشن، هستيد. به خوبي ميدانند – چون رفتهاند تحقيق كردهاند كه دربارهتان تصميم بگيرند! – شما نوه همان ميرزاي كلباسي هستيد كه يكبار به اشتباه نوبت آب همسايهيي به باغچه خانهاش وارد شد و تا آخر عمر از ميوه آن درختان نخورد. به خوبي ميدانند كه برادر شهيد هستيد و خودتان در جبهههاي جنگ تا مرز شهادت پيش رفتهايد. ميدانند كه چقدر زحمت كشيدهايد تا براي اسلام و ايران فرد مفيدي باشيد. پس چرا ردصلاحيت شدهايد؟ خيليهاي ديگر نيز ردصلاحيت شدهاند، اما جرم شما بسيار بيشتر از آنهاست. چرا؟ چون شما بزرگ شده بيت روحاني هستيد كه امروزه همه هم و غم خود را براي اثبات حقانيت و ولايت امام اميرالمومنين(ع) و فرزندان معصومش، صرف ميكند. كسي كه هفته ولايت و امامت را با مسووليتي كه به عنوان دبيركل تشكيلات مربوط به بزرگداشت عيد سعيد غدير دارد رونق و جلوه بيشتري داده است. كسي مثل شما با اين وابستگي، نبايد در جامعه اسلامي ايران منتقد باشيد! شما با شهريه امام زمان(عج) بزرگ شدهايد، اين جرم كمي است با آن پدر و آن برادر شهيد و آن پدربزرگ و آن شهريهيي كه خوردهايد، لب به انتقاد بگشاييد؟ انتقاد از كساني كه فرزندشان در خانه تيمي نفاق در برابر جمهوري اسلامي كشته شده است، آن هم توسط كسي كه پدرش چندين سال، شانه به شانه همين آقايان مينشست، حتماً ردصلاحيت شدن دارد! آقاي دكتر! مثل اينكه خيلي تعجب كردهايد كه شما را به دليل عدم التزام عملي به نظام اسلامي ردصلاحيت كردهاند؟ اصلاً تعجب نكنيد! يا پسر آيتالله خزعلي بودن، يا انتقاد كردن. وقتي انتقاد ميكنيد، از انحرافات سخن ميگوييد و راه اصلاح در پيش گرفتهايد، راه خودتان را از پدري كه نزديك به هشتاد سال براي اسلام و ولايت زحمت كشيده، جدا كردهايد! راه خودتان را از برادر شهيدتان جدا كردهايد! راه خودتان را از فرهنگي كه پدربزرگتان داشت جدا كردهايد! آن روز كه راهي جبهه دفاع از حقانيت انقلاب اسلامي، در برابر تجاوز بعثيها شديد، فكر نميكرديد، روزي فرا ميرسد كه به بعضي از دوستان پدرتان دلسوزانه انتقاد خواهيد كرد؟
آقاي دكتر خزعلي! شك نكنيد كه مخاطبان امام علي بن الحسين(ع)، ميدانستند فرزندان پيامبر اسلام(ص) خارجي نيستند. اتهام خارجي بودن، بهانهيي براي فريب عوام بود. با خاندان نبوت از آنرو برخورد كردند كه اين ذوات مطهر قصد اصلاح كرده بودند،در پي فريضه امر به معروف و نهي از منكر بودند، اسلام را در خطر ميديدند.
من نميدانم چرا ناگزير شدهايد از خودتان بگوييد؟ به جاي اين آب در هاون كوبيدن براي اثبات اعتقاد خود به دين و آيين و ولايت، همه چيز را تاييد كنيد. تاييد كردن كه يكطرفه نيست. تاييد كنيد تا تاييدتان كنند. در تاييد كردن فوايد بسياري وجود دارد. اولاً به مجلسي ميرويد كه اجازه ميدهد، بعضي از آقايان شبها بدون ترس و لرز بخوابند. ثانياً معلوم ميشود كه هيچ آيتاللهزادهيي منتقد نيست. ضمناً متقاعد ميشويد كه به شرايط مملكت هيچ انتقادي وارد نيست و مهمتر از همه، خودشان شما را به حساب منتقدين ميگذارند و به شما جايزه ميدهند. همانگونه كه در جشنواره مطبوعات سال جاري به بعضي از تاييدكنندگان و مدافعين صددرصد وضع موجود، به عنوان منتقد جايزه دادند!
عرضم را خلاصه كنم. جناب آقاي دكتر خزعلي، اتهام شما همان چيزي است كه در يادداشت «ناگزيرم از خودم بگويم» تلاش كرديد، اعتقاد خودتان را به آن اثبات كنيد، وگرنه شما نه در مجلس ششم تحصن كرديد، نه قصد خروج از حاكميت داشتيد، نه زير آن نامه 135 نفر را امضا كرديد و نه جرج بوش براي موفقيت شما در راهيابي به مجلس هشتم دعا كرد، بلكه مشكل شما همان منتقد بودن در حين فرزند آيتالله خزعلي و برادر شهيد و نوه مرحوم ميرزاي كلباسي و فعال در عرصه مقابل با تهاجم فرهنگي بودن است! همين.