سعيد ابوطالب: هيات رئيسه مجلس هفتم نمايندگان را به دولت فروختند
اعتماد-مسعودباستاني:سعيد ابوطالب اين روزها و پس از پايان کار نمايندگي در مجلس هفتم دوباره مشغول ساخت فيلم است. او مي گويد قصد دارد با تدوين تصاويري که طي چهارسال حضورش در بهارستان ضبط کرده است فيلم مستندي به نام پارلمان ايران را براي شبکه برون مرزي پرس تي وي بسازد. ابوطالب تصاوير بکر و جلوه هاي ناديده يي از تعاملات و سخنان نمايندگان و آنچه در گپ و گفت هاي مخفي نمايندگان مي گذرد را ضبط کرده است و قصد دارد علاوه بر ساخت اين مستند فيلم ديگري را هم درباره آنچه که در پشت پرده مجلس هفتم گذشت به نمايش بگذارد. او که اين روزها مشغول تدوين مستند خويش است هنوز هم از بي توجهي مجلس هفتم نسبت به برخي طرح هاي فرهنگي و سياست زدگي رفتار همکارانش در مجلس افسوس مي خورد. ابوطالب که يکي از چهره هاي جوان فهرست انتخاباتي ائتلاف آبادگران در رقابت هاي مجلس هفتم بود اکنون در کانون فراکسيون اصولگرايان مستقل به عنوان يکي از منتقدان سرشناس دولت و اصولگرايان همفکر دولت در مجلس هفتم حضور داشته و با صراحت لهجه از اقليت محدودي در مجلس هفتم انتقاد مي کند. اقليت محدودي که به زعم او نمايندگان را به دولت فروختند و تصوير مجلس هفتم را مخدوش کردند. او گاهي اوقات براي پاسخ به پرسش هايم سکوت مي کند يا بيان ماجرا را به زماني ديگر موکول مي کند و من مصرانه منتظر پاسخ مي شوم. گفت وگو با سعيد ابوطالب که اين روزها در دفتر فيلمسازي اش خاطرات مجلس هفتم را مرور مي کند از اين جهت که طرح هاي جنجالي و پرسروصداي فرهنگي وي و همکارانش از جمله طرح استفاده مديريت شده از ماهواره و طرح کپي رايت يا قانون خبرگزاري هاي غيردولتي ناکام و نافرجام ماند، حائز اهميت است. قصد داشتم درباره عملکرد کميسيون فرهنگي مجلس هفتم با ابوطالب سخن بگويم اما انتقادات صريح وي از بازيگردانان مجلس و سياست هاي دولت نهم و اشارات کوتاه او به مسائل پشت پرده گفت و گو را به سمت و سويي ديگر برد. اگرچه او هنوز هم همه حقايق را بازگو نکرده و وعده داد در فرصت هاي ديگري به صورت مفصل درباره عملکرد اقليت محدود که مجلس هفتم را هدايت مي کرد و با کانون هاي قدرت و ثروت دولتي معامله مي کرد سخن بگويد. آنچه در پي مي آيد متن خلاصه شده يي از گفت وگوي چند ساعته با نماينده مجلس هفتم است که اکنون هم مي خواهد در کسوت فيلمسازي ناگفته هايش را به تصوير بکشد.
---
- مجلس ششم و مجلس هفتم شاهد حضور دو فيلمساز در کسوت نمايندگي مجلس بود. در مجلس ششم آقاي بهروز افخمي به عنوان نماينده منتخب مردم تهران حضور داشتند و پس از آن هم شما به عنوان يک مستندساز در مجلس حضور داشتيد. سوال اول اين است که به نظر شما حضور هنرمندان در پارلمان تا چه ميزان ضروري است و ديگر اينکه چرا شما يا آقاي افخمي در مجلس ماندگار نشديد؟
اول اينکه من مقايسه بين خودم و آقاي افخمي را منطقي نمي دانم زيرا ايشان به عنوان يک سينماگر صاحب سبک و مولف قابل احترام هستند و بنده ادعاي فيلمسازي در حد آقاي افخمي را ندارم اما لازم است بگويم در طول 4 سالي که آقاي افخمي در مجلس بودند نقش ايشان بسيار فعال و موثر بوده است زيرا به رغم اينکه شايد حضورش ظهور و بروز بيروني نداشت يا نطق هاي کمي داشته اند اما چون بنده هم دقيقاً در همان کميسيوني که آقاي افخمي حضور داشتند خدمت کردم مطلع شدم که نقش آقاي افخمي بسيار موثر و راهگشا بود. من متن مذاکرات کميسيون و پيشنهادات ايشان را خواندم و براساس اعتراف دبير کميسيون فرهنگي در مجلس ششم مي توانم بگويم هيچ موضوعي در حوزه فرهنگ، رسانه، سينما، کتاب و موسيقي بدون مشورت آقاي افخمي و تاثير مستقيم وي بر نظرات نهايي جلو نمي رفت اما چون او زياد اهل مصاحبه نبود و در حوزه سياست وارد نمي شد خيلي از اين کارها علني نشد. در پاسخ به سوال شما هم بايد بگويم که به اعتقاد من حضور اصحاب رسانه و هنر در مجلس ضروري است ولي تاکنون امثال آقاي افخمي و بنده در مجلس در اقليت بوديم. بنده شايد چيزي در حدود 10 طرح فرهنگي که ذاتاً رسانه يي و فرهنگي يا هنري بودند را ارائه کردم. مثلاً در اوايل کار مجلس هفتم تصويب قانون کپي رايت در ايران را پيگيري کردم و آن را چه در زمان وزارت آقاي مسجدجامعي و چه در زمان وزير فعلي دنبال کردم اما به هيچ سرانجامي نرسيد. همچنين طرح هايي مانند خريد ماهواره يا اصلاح قانون ماهواره، قانون خبرگزاري هاي غيردولتي و طرح هايي در حوزه نظارت بر صدا و سيما و گردشگري را هم دنبال مي کردم ولي چون عمدتاً اين موضوعات به صورت تک نفره يا با کمک تعداد محدودي از نمايندگان مثلاً آقايان خادم و افروغ پيگيري مي شد جلو نمي رفت بنابراين گمان مي کنم ما در مجلس نيازمند يک تيم رسانه يي و هنري هستيم زيرا مثلاً بسياري از طرح هاي پزشکي در حوزه بهداشت و درمان يا بيمه در مجلس هفتم تصويب شد و راي آورد چون ما يک کميسيون آموزش و بهداشت داريم که همه اعضاي آن پزشک هستند و پزشکان حتي در کميسيون هاي ديگر مجلس هم مانند کميسيون اصل نود يا برنامه و بودجه حضور دارند اما اصحاب رسانه، فرهنگ و هنر محدود و انگشت شمارند. وقتي هم يک طرح فرهنگي ارائه مي شود بايد زحمت زيادي براي آن کشيد و اغلب هم جا نمي افتد چون مجلس ذاتاً يک کار گروهي است و با يک يا دو نفر جلو نمي رود.
- شما طرح هاي فرهنگي جديدي را در مجلس ارائه کرديد. مثلاً وقتي آبادگران به مجلس هفتم راه پيدا کردند گمان مي رفت با حضور اصولگرايان در مجلس شاهد اعمال سختگيري هاي بيشتر در سياست هاي فرهنگي باشيم اما شما در کميسيون فرهنگي به سمت استفاده مديريت شده از ماهواره رفتيد يا قانون کپي رايت را دنبال کرديد. چرا اين طرح ها به سرانجام نرسيد؟ آيا اين طرح ها با مواضع فکري و سياسي شما در تضاد نبود؟
شما مي گوييد تصور مي شد که اگر اصولگرايان بر سر کار بيايند فضاي فرهنگي کشور بسته خواهد شد. من اين را قبول ندارم زيرا در دوران آقاي لاريجاني در وزارت ارشاد ما شاهد آزاد شدن استفاده از ويدئو بوديم. چرا اين مسائل ديده نمي شوند؟ چه کسي اين را گفته که سياست هاي اصولگرايان باعث بسته شدن فضاي فرهنگي مي شود؟
- اجازه بدهيد؛ مجلس هفتم و دولت نهم هر دو با شعار اصولگرايي فعاليت مي کردند. سياست هاي فرهنگي مجلس و دولت اصولگرايانه بود و ما در دولت نهم شاهد افزايش برخي سختگيري ها در حوزه هاي فرهنگي و تنگ تر شدن مجراي گردش اطلاعات در جامعه بوديم حتي در سينما هم سياست ها با اعتراض سينماگران مواجه شد. آيا شما اصولگرايي دولت را قبول نداريد؟
نقد مجلس هفتم و دولت نهم را نمي توان به شکل موازي جلو برد. مثلاً اگر بپذيريم که سياست هاي دولت نهم منجر به اين مسائل شده است نمي توانيم بگوييم مجلس هفتم و اصولگرايان هم چنين سياست هايي دارند يا آنها را قبول داشته اند. من اصلاً اين سياست هاي دولت نهم را قبول ندارم زيرا در نقد دولت نهم بايد بگويم که اين دولت در کنار مزيت ها و قابليت هايي که از خود نشان داده است در حوزه فرهنگ بسيار ضعيف است و پاشنه آشيل آن هم اينجاست. واقعيت اين است که دولت نهم در حوزه فرهنگ هيچ برنامه و استراتژي ندارد و چون فاقد برنامه و استراتژي مدون و منظم است دچار توهم توطئه مي شود و از سوي ديگر بيماري خودشيفتگي هم باعث شده است به سمت انسداد رسانه يي حرکت کند. براي مثال شاهد بوديم ارشاد شبانه دستور توقيف يک فيلم را در جشنواره صادر مي کند در حالي که فيلم سنتوري قبلاً مجوز ساخت گرفته بود. من درباره سنتوري با تهيه کننده و آقاي وزير ارشاد تماس گرفتم و با هر دو طرف صحبت کردم اما بايد بگويم که هيچ منطقي در طرف دولتي پيدا نکردم. همچنين در حوزه مطبوعات و برخورد با خبرگزاري هاي داخلي و خارجي و موسيقي و هنر هم همين گونه است يعني يک گونه آشفتگي و آنارشي در حوزه فرهنگ و سياست هاي فرهنگي دولت نهم وجود دارد. کتاب هايي در همين دوران منتشر شده اند يا کتابي در شهر قم منتشر مي شود که اگر همين کتاب در دولت هشتم منتشر شده بود حتماً کفن پوشان به خيابان مي ريختند. در همين دولت موسيقي ها و کتاب هايي به بازار مي آيند که اگر در دولت هاي قبلي منتشر مي شدند شاهد اعتراض کفن پوشان بوديم. ما به همه اين مسائل اعتراض مي کرديم اما هيچ کس جواب منطقي نمي داد.
- پس شما مي گوييد سياست هاي فرهنگي دولت نهم هيچ ارتباطي به اصولگرايان ندارد؟
اجازه بدهيد خودم نتيجه گيري کنم، حرفم اين است که اين دولت به رغم اينکه از شعارهاي خوبي برخوردار است و شعارهايش از جنس شعارهاي انقلاب و امام است در حوزه فرهنگي بسيار ضعيف است. مثلاً در زمان تبليغات رياست جمهوري يک نفر به عنوان مشاور فرهنگي و هنري آقاي احمدي نژاد چنان سخن گفت که همه گمان مي کردند اگر اين فضا حاکم شود بسيار عالي است. آقاي کلهر گفت همه آهنگسازان و موسيقيدانان مي توانند از خارج از کشور بيايند و در اينجا کار کنند و سخنان و شعارهاي فرهنگي آقاي رئيس جمهور هم از جنس جملات حضرت امام بود که مي فرمودند ما با سينما مخالف نيستيم ما با فحشا مخالفيم، ولي رفتار اين آقايان در عمل کاملاً برعکس بود. چون برنامه نداشتند در اين نقاط آسيب پذير شدند و نمي توانستند از خود دفاع کنند زيرا در اين حوزه صاحب تئوري نيستند يعني نمي توانند فيلم بد را از فيلم خوب تشخيص دهند. نمي توانند معيارهاي کتاب يا سينماي خوب را تعيين کنند در نتيجه بلافاصله پس از آنکه مورد هجمه قرار مي گيرند به سمت انسداد مي روند. طبيعي است که وقتي آنان مورد پرخاش يا انتقاد قرار مي گيرند براي آنکه عافيت طلبي خود را حفظ کرده و آسودگي خيال داشته باشند به سمت انسداد مي روند.
- شما از تعامل نادرست دولت با رسانه ها و خبرگزاري ها و اصحاب رسانه انتقاد کرديد اما واقعيت اين است که يکي از جلوه هاي بارز مجلس هفتم اين بود که نمايندگان آن در ابتدا به خبرنگاران با سوءظن نگاه مي کردند. سخنان توهين آميز آقاي کوچک زاده يا اخراج يکي از خبرنگاران منتقد و مخالف هنوز در پرونده مجلس هفتم پررنگ است. به هرحال ضعف تعامل با خبرنگاران در مجلس هفتم وجود داشت، آيا اين را مي پذيريد؟
من مصاديق شما را قبول ندارم اما اين سوءظن چند دليل عمده داشت. نگاه ما در مجلس هفتم به مسائل فرهنگي اصلاً اين طور نبود. مثلاً قانون جريان آزاد اطلاعات که در آخرين روزهاي کاري مجلس هفتم تصويب شد يکي از دلايل من است. اين قانون يکي از لوايح دولت آقاي خاتمي بود. به نظرم اين لايحه و لايحه دفاع از حريم خصوصي بهترين لوايح بودند اما متاسفانه دولت نهم لايحه دفاع از حريم خصوصي را پس گرفت ولي چون لايحه گردش آزاد اطلاعات از شور اول گذشته بود دولت نتوانست طبق آيين نامه آن را پس بگيرد و تصويب شد. در حوزه رسانه و تعامل با خبرنگاران تا جايي که به من و نمايندگان مربوط مي شود ما به صورت کامل مدافع شفاف سازي و گردش آزاد اطلاعات هستيم. من معتقدم انتشار اخباري که به ايجاد عدالت و مبارزه با مفاسد اقتصادي کمک مي کند حق مردم است و نبايد آنها را پنهان کنيم. ايجاد عدالت اجتماعي و اقتصادي و مبارزه با مافيا که شعار دولت فعلي است بدون گردش آزاد اطلاعات و شفاف سازي ممکن نيست، حالا شما مي خواهيد بگوييد مجلس هفتم در اين زمينه از مجلس ششم ضعيف تر بود من هم قبول دارم زيرا در مجلس ششم افرادي حضور داشتند که از اصحاب رسانه بودند و حوزه رسانه را مي شناختند. بنابراين سختگيري کمتري مي کردند ولي بخش عمده اين اشکال را بايد در عملکرد هيات رئيسه مجلس جست وجو کنيم نه در ميان نمايندگان. هيات رئيسه مجلس هفتم خبرنگاران را فيلتر کرد و هنگام ورود آنان به مجلس وارد معاملاتي با خبرنگاران شد که در شأن کارپرداز فرهنگي مجلس و خبرنگاران نبود. وقتي خبرنگاران در مجلس احساس عدم آزادي داشته باشند و اخبار به صورت گزينشي در اختيار آنان قرار بگيرد چنين بلايي سر مجلس خواهد آمد.
- يعني اين سوءظن ها را هم ناشي از رفتار هيات رئيسه مي دانيد؟
باز هم اين تحليل شماست. من اينگونه مصداق ها را قبول ندارم. من و برخي از دوستانم از جمله آقاي افروغ، آقاي خادم، دکتر بروجردي، دکتر سبحاني، جلالي، محمدي و ربابي نه تنها به خبرنگاران سوءظن نداشتيم بلکه آنان را به جلسات فراکسيون اصولگرايان مستقل هم دعوت مي کرديم. همين الان هم اگر هر خبرنگاري با من تماس بگيرد بدون توجه به رسانه اش با او مصاحبه مي کنم زيرا سوال حق خبرنگار است و مردم بايد از مسائل مطلع شوند و درباره سوال از هيات رئيسه هم بايد بگويم که هيات رئيسه مجلس سخنگو دارد که همان کارپرداز فرهنگي مجلس است در اين چهار سال به ياد ندارم جز يک يا دو مورد سخنگوي هيات رئيسه حرفي زده باشد.
- بهتر است باز هم به علل ناکامي طرح هاي فرهنگي شما در مجلس هفتم برگرديم. شما مي گوييد سياست هاي اصولگرايانه مجلس هفتم در مسائل فرهنگي با سياست هاي دولت در اين باره متفاوت است اما همين مجلس هم به طرح هاي فرهنگي جنابعالي يا دوستانتان در کميسيون فرهنگي توجهي نکرد. چرا اين طرح ها ناکام ماندند؟
دقت کنيد، ما ابتدا فکر مي کرديم شعارهاي زيبايي که دوستان در جريان آبادگران مطرح مي کنند قابل اجرا است اما وقتي جلو رفتيم مشاهده شد که آقايان نه تنها براي اين شعارها تئوري ندارند بلکه حتي به آنها معتقد هم نيستند. من و دوستان ديگر در فراکسيون اصولگرايان مستقل صراحتاً اعتقاد داريم مجلس بخشي از نيروهاي اجتماعي جامعه است و وظيفه دارد نقد قدرت را در دستور کار قرار دهد. هر وقت قدرت دولتي بخواهد با استفاده از رانت اقتصادي، رسانه يي و امنيتي که در اختيار دارد به حوزه مردم دست يازي کند و حقوق ملت را تضييع کند مجلس بايد از مردم دفاع کند. خلاصه ماجرا اين گونه بود که به رغم شعارهاي خوب و جذاب هيچ گاه اين شعارها عملي نشد و شاهد بوديم که بين نمايندگان مجلس و گروه ها و فراکسيون هايشان با مجموعه هيات رئيسه يکسري تفاوت عمده وجود داشت. هيات رئيسه مجلس توسط اقليتي در داخل مجلس مديريت مي شد و همين اقليت محدود در داخل هم مجلس را مديريت مي کردند؛ اقليتي که هم فراکسيون اکثريت را در اختيار داشت و همچنين هيات رئيسه را هم هدايت مي کرد. اين اقليت در تمام طول اين چهار سال مجلس هفتم را محدود کرد و مديريت آن را در دست داشت و براي آن برنامه ريخت اما کميسيون فرهنگي از معدود کميسيون هايي بود که هيات رئيسه نتوانست قبل از شکل گيري آن را مطابق ميل خود بچيند يعني مي خواهم بگويم که هيات رئيسه قبل از تشکيل مجلس هفتم اعضا و روساي کميسيون هاي مختلف مانند کميسيون اقتصادي، امنيت ملي و برنامه و بودجه را چيده بودند و همان بازيگران محدود آنها را مديريت مي کردند؛ بازيگراني که به قول آقاي افروغ براي اينکه قدرت خود را گسترش دهند و حرف خود را بر کرسي بنشانند از هيچ روش ماکياولي کوتاهي نکردند. اما همين افراد نتوانستند در کميسيون فرهنگي توفيق يابند يعني آنها برنامه ديگري چيده بودند و مي خواستند عده يي ديگر وارد کميسيون فرهنگي شوند ولي ما به آنها راي نداديم.
- با اين حرف ها مي توانيم نتيجه بگيريم که اين اختلافات از ابتدا در مجلس هفتم وجود داشت؟
بله، اين اختلافات وجود داشت اما صلاح نبود که بيان شود ولي مردم عملاً تشخيص مي دادند. ما هيچ گاه نگفتيم از اصولگرايان جدا شده ايم و حرفي از اختلاف نزديم ولي افکار عمومي خود متوجه اين مسائل شد. اولين بار آقاي باهنر مصاحبه کرد و گفت عده يي که کمتر از يک يا دو نفر هستند حساب خود را از ما جدا کردند و سپس آقايان توکلي، نادران، کوهکن و موسي قرباني جدا شدند. در واقع آنان اختلاف را شروع کردند در حالي که ما مي گفتيم هيچ اختلافي با شما نداريم و حتي با جريان معروف به اصلاح طلب هم مشکلي نداشتيم. ما در کميسيون فرهنگي از لايحه آزادي اطلاعات که متعلق به دولت قبلي بود با چنگ و دندان دفاع کرديم البته معتقد بوديم ايراداتي هم دارد و اصلاح کرديم. همين لايحه هم که مصوب شد خالي از اشکال نيست اما در شرايط موجود عالي و بي نظير است. اي کاش قانون استفاده مديريت شده از ماهواره و حمايت از حقوق خبرنگاران هم تصويب مي شد.
-حالا چرا به ثمر نرسيدند؟
گفتم، چون ما در اقليت بوديم و به نظر من هنوز هم يکي از موضوعات و چالش هاي اصلي ما در حوزه فرهنگ مساله ماهواره است و مساله کپي رايت و مطبوعات و سينما هم اهميت دارند. ما اين موضوعات را در مجلس به طرح تبديل کرديم و يکي از دغدغه هاي هميشگي کميسيون فرهنگي حمايت از سينما بود. من در کميسيون فرهنگي هم گفتم در اين مملکت و بعد از انقلاب به غير از شخصيت هاي اصلي انقلاب مانند حضرت امام (ره)، مقام معظم رهبري و شخصيت هايي مانند آقاي هاشمي هيچ کس به سينما نه تنها اعتقاد ندارد بلکه مي خواهد سر به تن سينما نباشد. وقتي مساله بودجه سينما چه در دولت و چه در مجلس مطرح مي شود همه شمشيرهايشان را از رو مي بندند و بودجه را قلع و قمع مي کنند در حالي که يکي از مزيت هاي تاريخي و موثر ما فرهنگ و رسانه است و بايد به مساله قدرت نرم و توانمندي خود در زمينه مسائل فرهنگي و هنري توجه داشته باشيم. مشکل اوليه ما در مجلس هفتم اين بود که اين مجلس در مسير سنگلاخ مجلس ششم متولد شد. مجلس ششم آنقدر پراشتباه بود که در سال هاي اول مجلس هفتم با هر حرف فرهنگي برخورد سياسي صورت مي گرفت. مثلاً وقتي ما بحث استفاده مديريت شده از ماهواره را مطرح کرديم بلافاصله اين لايحه را با لايحه ماهواره مجلس ششم مقايسه کردند و دوستان ترجيح دادند اين مسائل مطرح نشود در حالي که ما وظيفه خود را انجام مي داديم اما چون فضاي کشور سياست زده بود مي گفتند به طرح ها و لوايحي که شکل و رنگي از مجلس ششم دارند، برنگرديد و دنبال آنها نرويد براي همين طرح استفاده شده از ماهواره يا حتي طرح نظارت بر اداره سازمان صدا و سيما که ما در کميسيون فرهنگي تصويب کرديم در صحن علني به جايي نرسيد. اين فضاي سياسي به همه حوزه ها صدمه مي زند و متاسفانه دولت نهم هم بيشتر از همه آلوده اين فضا است. برخورد دولت نهم حتي در نمايشگاه کتاب هم سياسي بود و در خريد ماهواره و تلويزيون يا حتي حوزه خبر و رسانه هم برخورد سياسي مي کردند در حالي که ما تصور مي کرديم وزير فرهنگ و ارشاد وظيفه دفاع از حوزه فرهنگ و رسانه را دارد. او سخنگوي سياسي دولت يا حافظ منافع دستگاه امنيتي نيست در حالي که وزير کنوني همين کار را انجام مي دهد و فراموش کرده است که بايد از حوزه فرهنگ و هنر دفاع کند زيرا حوزه امنيت مسوول و صاحب دارد وظيفه اصلي آقاي وزير دفاع از حقوق خبرنگاران و فيلمسازان و... است و اگر موضوع امنيتي شد به او ارتباط ندارد و وزير اطلاعات موضوع را پيگيري مي کند. براي همين من مي گويم که اگر به موضوعات مذکور مثل ماهواره يا قانون کپي رايت يا... بدون موضع گيري سياسي نگاه شود ضرورت آنها مشهود خواهد شد. مشکل اصلي اينجا است که ما سياست زده شده ايم و هنوز به بلوغ سياسي نرسيده ايم به عبارتي تازه در حال تجربه مردم سالاري هستيم و اکنون چيزي داريم که نه مردم سالاري است و نه ديني. عده يي در مجلس قبلي چنان بر طبل مردم سالاري زدند که از خدا، حقيقت و قرآن عبور کردند و در مجلس هفتم آنقدر از دين دم زدند که گاهي براي حل مسائل عادي کشور هم به امام زمان (عج) متوسل مي شوند و وقتي از آنها خواسته مي شود تا مشکل گراني يا بودجه را حل کنند بلافاصله مي گويند ما آمده ايم زمينه را براي حضور آقا فراهم کنيم و اين مسائل کوچک نياز به حل کردن ندارد. ولي مردم همان گونه که مجلس ششم را فهميدند و از آن عبور کردند از مجلس هفتم هم عبور خواهند کرد.
-يکي از مشکلات بارز نمايندگان مجلس هفتم کم کاري و کم تحرکي آنان در بخش هاي مختلف کشور از جمله مسائل ديپلماتيک و کم رنگ بودن نقش مجلس در پرونده هسته يي بود. از طرف ديگر وکيل الدوله بودن نمايندگان اين دوره انتقادي جدي بود که گاهي اوقات از سوي خود نمايندگان هم مطرح مي شد. شما ريشه اين مسائل را در چه مي بينيد؟ اين روزها نمايندگان مجلس هشتم پس از ورود به پارلمان و در آستانه حضورشان در مجلس بهارستان صراحتاً مي گويند مجلس هشتم مانند مجلس هفتم منفعل نخواهد بود و مستقل تر از دوره پيش کار خواهد کرد. آيا اين انتقادات را قبول داريد؟
اين مساله بسيار خوب است که نمايندگان مجلس هشتم در حالي که هنوز مستقر نشده اند، مي گويند که ما مثل مجلس هفتم منفعل نخواهيم بود اگر اين نگرش با جديت جلو برود شاهد تحولات اساسي در درون جريان اصولگرايي خواهيم بود. البته من زياد به اين پديده اميدوار نيستم چون همان جرياني که مجلس هفتم را اداره مي کرد در مجلس هشتم هم حضور دارد و نقش اصلي را برعهده خواهد گرفت. با اين حال مجلس پوست مي اندازد يعني معمولاً مجالس ما در سال اول خود را پيدا مي کنند و در واقع از سال دوم رفتارهاي سياسي آنان قابل تحليل است. من اين حرف که مجلس هفتم ناکارآمد بود را قبول دارم البته اين را ناشي از ضعف نمايندگان مجلس هفتم نمي دانم. وقتي شما نمايندگان اين مجلس را به صورت انفرادي و تک تک آناليز مي کنيد درمي يابيد که اغلب ايشان افراد مستقل بودند و وابستگي به کانون هاي قدرت و ثروت نداشتند و علاقه مند بودند تا به مردم خدمت کنند. اين پتانسيل مي توانست يک جريان روشنفکري در مجلس به وجود بياورد زيرا نمونه هاي آن را در جريان راي اعتماد به وزيران کابينه دولت نهم مشاهده کرديم. انصافاً در آن مقطع زماني مجلس بسيار پويا و خوب حرکت کرد. بنده مجلس هفتم را در دو سال اول مجلس خوبي مي دانم ولي آرام آرام رو به سرازيري رفت چون در داخل مجلس همان اقليتي که صاحب قدرت و نفوذ بودند و روابط سياسي را خوب مي شناختند با استفاده از مجراهاي قانوني فعاليت خود را افزايش دادند. اين اقليت بر سر تقسيم قدرت با دولت معامله و تعامل کرد و عده يي آينده سياسي و جريان سياسي خود را در اين معاملات جست وجو کردند. آنان نماينده هاي مجلس هفتم را به وزيران دولت فروختند و تلاش کردند برخي از وزرا راي بياورند ولي در عوض بر سر حق نمايندگان معامله کردند و آنها را فروختند به طوري که در اواخر عمر مجلس هفتم حتي مديران کل دولت و مديران جزء دولتي هم ديگر به نمايندگان پاسخگو نبودند و رسماً اطلاعات را از ديد نمايندگان پنهان مي کردند. به نظرم مقصر اصلي اين مسائل، هيات رئيسه بود.
-شما در پايان همه سوالات به هيات رئيسه مجلس هفتم مي رسيد. پرسش اين است که همين هيات رئيسه را چه کسي انتخاب مي کرد؟ آيا اين هيات رئيسه به صورت ساليانه از نمايندگان راي نمي گرفت؟ افرادي مانند شما، آقاي افروغ، آقاي خوش چهره، دکتر سبحاني و... نمايندگان شاخص و صاحب نفوذ جريان آبادگران بوديد، آيا شما در روند انتخاب اعضاي هيات رئيسه تاثيرگذار نبوديد؟
اگر روزنامه شما را توقيف کردند و باز هم براي من احضاريه فرستادند چه کسي جوابگو است؟ يک بار يکي از نمايندگان کمي از مسائل پشت پرده هيات رئيسه را براي يک سايت اينترنتي بازگو کرد اما به فاصله چند ساعت آن خبر را برداشتند و بعد هم سايت را فيلتر کردند. من دوست دارم اين پرسش شما را با يک سوال جواب بدهم. آيا شما تاکنون با خود فکر نکرديد که چرا در کميسيون اقتصادي به رغم حضور چهره هاي شاخص و برجسته مانند آقاي خوش چهره، آقاي نادران و آقاي مصباحي مقدم که هر سه آنان تحصيلات اقتصادي و تجربيات فراواني داشتند فرد ديگري به عنوان رئيس کميسيون حضور داشت. چرا او رئيس شد؟ مسائل داخل مجلس خيلي پيچيده است. براي همين ما در فراکسيون اصولگرايان مستقل تلاش کرديم خود را از کانون هاي قدرت و ثروت دولتي دور نگه داريم و با کار کارشناسي جلو برويم اما اين اقليت کوچک و بازيگردانان مجلس هفتم هر وقت که نمايندگان مستقل در طول اين چهارساله دنبال استيضاح بودند صراحتاً همه را از اين کار پرهيز مي دادند مي گفتند استيضاح نکنيد چون دولت تضعيف مي شود و استيضاح خيانت به آرمان هاي امام و انقلاب است.
- مگر خود شما به صورت سالانه همين افراد را انتخاب نمي کرديد؟
اين افرادي که شما نام برديد حداکثر چند نفر هستند. اگر تعداد آنها را در نظر بگيريم جمعيتي حدود 20 تا 30 نفر خواهند شد و طبيعي است که ما نمي توانستيم تعيين کننده باشيم.
-قبول ندارم. شما نمايندگان شاخص بوديد و چهره هاي جريان ساز تاثيرگذار مجلس به شمار مي رفتيد. افکار عمومي انتظار داشت نقش شما بيشتر از راي فردي در ترکيب هيات رئيسه باشد. آيا اين طور نبود؟
شايد ما در بين افکار عمومي شاخص و تاثيرگذار بوديم اما در مجلس اوضاع طور ديگري بود. تعاملات و روابط داخل مجلس از جنس قدرت است و به رغم اينکه ما در بين افکار عمومي شهرت يا پايگاه داشتيم در مجلس فضا به گونه يي ديگر جلو مي رفت.
-پس هيات رئيسه چگونه شکل مي گرفت؟
براي بازگويي جريانات پشت پرده بايد زمان بگذرد و بعد من بگويم اين ترکيب چگونه شکل مي گرفت. هنوز براي بيان اين جريانات زود است.
-شما مي گوييد اطلاع داشتن بخشي از حقوق ملت است و در سياست پشت پرده و روي پرده وجود ندارد. مردم بايد از همه چيز آگاه شوند اما عملاً پاسخ سوال مرا نمي دهيد. چرا سکوت مي کنيد؟ آيا هنوز زمان بيان اين مسائل فرانرسيده است؟
معمولاً در مجلس هفتم طرح ها يا سوالات يا تحقيق و تفحص هايي که وجهه سياسي داشت در دستور کار قرار مي گرفت و همين اقليت نمي گذاشت مجلس به طور مستقل کارش را جلو ببرد. اين روند تا روزهاي آخر مجلس هم ادامه پيدا کرد مثلاً همين آقاي کوچک زاده که هميشه روي صندلي خود نشسته بود ناگهان فعال مي شد و براي کوبيدن آقاي خاتمي امضا جمع مي کرد، گويي اين اقليت هيچ کار ديگري جز کوبيدن اصلاح طلبان و ويران کردن دستاوردهاي مجلس ششم بدون توجه به اينکه مصوبات مجلس ششم خوب يا بد بودند، نداشت. اگر تحقيق و تفحص مي کردند قصدشان کوبيدن دولت قبلي بود. در حوزه اقتصاد هم هرگونه اظهارنظري براي کوبيدن مجلس و دولت قبلي بود. بنابراين در اين چهار سال آنان هيچ طرحي براي احقاق حقوق مردم و حمايت از آنان در حوزه هاي اقتصادي و سياسي مطرح نشد مگر اينکه هدف نهايي آن مقابله با رقيب سياسي باشد. مثلاً طرح تثبيت قيمت ها که من هم الان بايد از آن استغفار کنم و به آن به عنوان يک گناه سياسي نگاه مي کنم به ثمر نشست چون ذاتاً سياسي بود. اگرچه ديگر کسي به اينکه اين طرح خلاف تئوري هاي اقتصاد بود کاري نداشت، فقط مي گفتند آنچه در دولت هاي قبلي انجام پذيرفته اشتباه بوده و ما مي خواهيم آن را دوباره بسازيم. اين ادبيات در دولت فعلي هم به وضوح وجود دارد. آنها خود را مستقل مي دانند و نمي پذيرند که بر شانه دولت هاي قبلي نشسته اند. به نظر ايشان هر کاري اعم از سدسازي، خودروسازي، صنايع سنگين، پتروشيمي و فعاليت در حوزه هاي سياسي، فرهنگي و هنري و سينما در کشور صورت گرفته بود خيانت به ملت بوده و حال آقايان خود منجي اين ملت هستند و بايد مردم را نجات دهند. همين تصور در بين اقليتي که دولت را هم در اختيار داشت و در مجلس فعاليت مي کرد حاکم بود. من مي گويم اگر شما به دنبال فساد اقتصادي و مافيا هستيد نبايد بيرون دولت دنبال آن بگرديد زيرا همين الان فردي که در ستاد انتخاباتي آقاي رئيس جمهور فعاليت مي کرده است در مناصب و مسووليت هاي کلاني حضور دارد که هيچ گاه چيزي درباره آنها نمي دانسته و تخصص ندارد و...
-سوال آخر اينکه شما و جمعي از دوستان تان که به عنوان اصولگرايان مستقل در انتخابات اسفندماه مجلس هشتم شرکت کرديد راي نياورديد. شما نسبت به بعضي از کانديداهاي جبهه متحد اصولگرايي از شهرت بيشتري برخوردار بوديد و سوابق بيشتري داشتيد، آيا اين هم به اختلاف اصولگرايان مربوط مي شود؟
من هيچ وقت در انتخابات تشکيک نمي کنم. به هر حال ما راي نياورديم اما اعتقاد دارم که شرايط عادلانه نبود. واقعيت اين است که تنها 30 درصد مردم تهران در انتخابات شرکت کردند و ما راي نياورديم. اين ديگر از آن مسائل است که بايد بعداً روشن شود.
-باز هم به سوال من جواب نمي دهيد؟ اين چطور گفت وگويي است؟،
من باز هم از شما سوال مي کنم. چرا آقاي مجيد انصاري راي نياورد؟ مهم تر اينکه چرا خيلي از افرادي که قبل از انتخابات قصد داشتند جبهه تشکيل دهند و به صورت متحد و قومي در صحنه حضور پيدا کنند و جبهه اعتدال را راه بيندازند، اصلاً ثبت نام نکردند؟ اگر پاسخ اين سوالات را يافتيد علت راي نياوردن ما را هم مي يابيد. اين مسائل از يک جنس است.
-پس فرض کنيم در انتخابات رياست جمهوري دهم در يک شرايط فرضي آقايان خاتمي و احمدي نژاد با همديگر رقابت خواهند کرد. شما به کدام يک از اين دو نفر راي مي دهيد؟ انتخاب شما چيست؟
اين انتخاب خيلي زود است ولي راي افراد هم مخفي است و هيچ کس حق ندارد از راي ديگري مطلع شود و من مجبور نيستم راي خود را اعلام کنم.
-من پرسيدم، شما هم مي توانيد جواب ندهيد اما آيا در اين باره فکر کرده ايد؟ بنويسم ابوطالب هنوز تصميم گيري نکرده است؟
بايد ببينيم شرايط چطور جلو مي رود اما من فکر مي کنم آقاي خاتمي رقيب احمدي نژاد نيست. آقاي احمدي نژاد رقباي ديگري در داخل جريان اصولگرايي دارد و در انتخابات رياست جمهوري دهم رقابت اصلي بين اصولگرايان شکل مي گيرد. به هر حال آقايان خاتمي و احمدي نژاد را جزء جريانات خودي انقلاب مي دانم و اگر اين دو فرد روزي رقيب همديگر شوند انتخاب يکي از آنها برايم سخت خواهد بود.