سعيد ليلاز معتقد است ديپلماسي چيزي جز روبناي مسايل بنيادي داخلي نيست و با ايجاد نظامي كه رضايت شهروندان را افزايش ميدهد، طبيعتا يك ديپلماسي نيرومند به وجود خواهد آمد.
سعيد ليلاز، كارشناس و تحليلگر مسايل سياسي - اقتصادي، در گفتوگو با ايسنا در ارزيابي از عوامل موثر بر كاهش تنش در سياست خارجي ايران با بيان اين كه سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران پس از روي كار آمدن دولت نهم به گذشته رجعت كرده است، گفت:« رويكرد ايران در ارتباط با كشورهاي جهان به سمت كشورهاي آفريقايي، آسيايي و عدم تعهد گرايش يافته است؛ درحالي كه پس از جنگ تحميلي رويكرد ايران توجه به مناطق اصلي قدرت جهان بوده است.»
وي افزود:« متاسفانه پوپوليسم همان گونه كه ساختار داخلي ايران را تحت تاثير قرار داده است، سياست خارجيمان را هم متاثر ساخته است.»
اين استاد دانشگاه با اشاره به افزايش سفرهاي خارجي در اين دوره از رياست جمهوري گفت:« متاسفانه كيفيت كشورهايي كه در اين مدت رييسجمهور به اين كشورها سفر داشته است، مطابق با عددشان نيست. بيشتر اين كشور به دنبال آن هستند كه ايران به آنها كمك كند و به ما به عنوان يك پول رسان نگاه ميكنند، اما برخي از همين كشورها در آژانس بينالمللي انرژي اتمي عليه ايران راي دادهاند.»
وي با اشاره به افزايش نقش چين و روسيه به عنوان دو عضو مهم شوراي امنيت سازمان ملل متحد گفت: « افزايش نقش اين كشورها به خاطر حساسيت مسالهي هستهيي ايران است؛ چين و روسيه مدتها است كه در عرصهي اقتصادي و تكنولوژيك ايران نقش پر رنگي پيدا كردهاند.»
اين كارشناس و تحليلگر مسايل سياسي - اقتصادي افزود:« توجه به روسيه و چين از نقطه نظراتي مهم است؛ اين كشورها ميتوانند آثار تحريم احتمالي عليه ايران را بشكنند و از لحاظ ژئوپلتيكي ميتوانند نارضايتيشان را نسبت به هر گونه حملهي نظامي عليه ايران اعلام كنند.»
وي ادامه داد:« متاسفانه در تاريخ ايران هميشه ابتدا از موازنهي منفي استفاده شده است و بعد از موازنهي مثبت، كه البته الزاما معلوم نيست كدام يك بهتر از ديگري است.»
ليلاز با انتقاد از آنچه گرايش سياست خارجي به سمت پوپوليسم ميخواند، اظهار داشت:« اين سياست به انزواگرايي ايران منجر ميشود. از سويي توجه به كميت حمايت كشورها از ايران به جاي كيفيت، منطقي نيست؛ چرا كه نهايتا كشورها ديپلماسيشان را بر مبناي رابطهي اقتصاديشان با ديگر كشورها تنظيم ميكنند.»
وي افزود:« در حالي كه ايران فقط 4/0 درصد اقتصاد جهان را تحت كنترل دارد چگونه ميتوان انتظار همراهي سياسي - ديپلماتيك ديگر كشورها را در تصميمگيريهاي بينالمللي داشت.ديپلماسي كشور را بايد بر مبناي قدرت و توان اقتصاديمان تنظيم كنيم.»
وي با انتقاد از برخي حمايتهاي ديپلماتيك و سياسي از چين به عنوان كشور حامي ايران گفت:« همواره ادعا ميشود كه چين از ايران به ويژه در بحث هستهيي حمايت ميكند اما اين كشور به تمام قطعنامههاي شوراي حكام و شوراي امنيت عليه ايران راي داده است.»
وي ادامه داد:« در سال 2006 ميلادي مازاد تجاري چين با آمريكا 150 ميليارد دلار بوده است با اين رقم كه معادل 70 درصد توليد ناخالص داخلي ايران است؛ چگونه ميتوان انتظار حمايت از اين كشور را داشت.»
ليلاز با اشاره به تقابل ايران و آمريكا و تاثير اين مساله بر روابط خارجيمان گفت:« شايد وقتي برخي كشورها ايران را در تقابل با آمريكا ميبينند فرياد زنده باد ايران را هم سر دهند اما وقتي پاي منافعشان در ميان باشد، نسبت به رابطهي اقتصاديشان با آمريكا و ايران نگاه ميكنند و براساس آن تصميم ميگيرند.»
وي در خصوص به كارگيري ديپلماسي مناسب و همه جانبه در خصوص حل و فصل مسالهي هستهيي گفت: « بايد به اين نكته توجه داشت كه پذيرش حق ايران دراستفاده از تكنولوژي هستهيي از سوي كشورهاي 1+5 بايد روند احتمالي گرايش به سمت مسابقهي تسليحاتي در منطقه نيز كنترل شود، البته بعيد نيست كه آمريكاييها به اين مساله در منطقه دامن بزنند.»
ليلاز با بيان اين كه نظام بايد يك بار اصول ديپلماسي خود را بر مبناي واقعيتهاي ژئوپلتيكي و توان اقتصاديمان تبيين كند، افزود:« اگر بخواهيم استقلال سياسيمان را حفظ كنيم بدون استقلال اقتصادي اين كار در دراز مدت امكان پذير نيست.»
وي خاطرنشان كرد:« ديپلماسي تعامل ايران با كشورهاي منطقه در دورهي هاشمي رفنسجاني و خاتمي باعث شد حجم زيادي از هزينههاي نظامي اين كشورها كاهش يابد.»