ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم ... باز بايد سرنوشت از سرنوشت

اخبار روز | پيوندها |   ارسال اخبار و مقالات برای سایت امروز به آدرس [emrooz dot news at gmail dot com]

جستجو
   
اشتراک خبرنامه امروز
برای اشتراک در خبرنامه امروز لطفا ایمیلی بدون عنوان به آدرس:
emrooz@sabznameh.com
ارسال فرمایید. جزییات بیشتر در سایت سبزنامه موجود است.
سبز 
نامه
یادداشت

 ابزارهای وحدت


 گرين مايل


 آزادي


 جنبشي که بايد اصلاح طلب بماند


 حضور مدني در قوانين اساسي


 بزرگان پادرمياني کنند


 ثبت در تاريخ


 برگ هايي از خاطرات يك دانش آموز انقلابي


 پيش نويش قانون اساسي ج.ا.ایران و منازعات گفتمانهاي فقهي - سياسي


 احکام متغير (۲)


 اربعینيات


 جنبش سبز و نوگروی سیاسی


 شعار حداقلی – مقاومت حداکثری" استراتژی پیروز"


 امام و دیکتاتور درون


 قلم بطلان بر مساوات مخوف با رأفت محمدي


 گناه مضاعف !!


 قصه ای برای ماناکوچولو


 كدام اتاق فكر؟


 مهمان‌های ناخوانده


 اینجا ایران است: انتخابات در سه قاب


 توسل اقتدارگرایان به اردوکشی خیابانی به جای برگزاری همه پرسی/تجمع نهم دیماه هرگز نمی تواند اتمام حجت باشد


 هركه با”ما”نیست، دنیاطلب ‌وفاسد است!


 اربعین


 هدف صداوسیما از اجرای این مناظره‌ها چیست؟


 ضمانت بخشي به حق مردم


 النجات في الصدق


 مهم ترين معيار شجاعت


 چند سوال از رئیس قوه قضائیه


 امام خمینی(ره)از نظارت تا دخالت فقیه


سخن شما

 گفتمان اصلي دوران، گفتمان دموکراسي و حقوق بشر است / علی سالاری


 خطابه اي به فرزند استاد شهيد: همت چاره ساز است


 صداوسیما ، جشن وحدت یا جشنواره تفرقه!


 معامله با دشمن، در بی خبری مردم؟!


 احمد سیاسی نبود


 به یاد احمد


 از جنس آدم های نوع چهارم


 مشتاقی و مهجوری


 برای بازجوی سعید نور محمدی


 تفاوتهای حقوقی دولت قانونی و دولت بالفعل / سپیده کلانتریان


 استبداد طلبان و ظلمی که به خمینی کبیر می رود


 تاریخ نویسی از جنس نماینده پشیمان شده از استعفا!!


 ایستگاه آخر افراطی گری كجاست؟


 مجلس در تله تندورها نیفتد ؛ خطر قطع رابطه دسته جمعی اتحادیه اروپا با ایران


 بازداشتگاه استاندارد در جمهوری اسلامی چه ویژگی هایی دارد؟


 

 کد خبر: 44141385/10/11 - 14:06:47 P.M

 ساعت مرگ Print This Page!!!

  نویسنده: سيدابراهيم نبوی
 (از همین نویسنده)


وبلاگ دومدام:آنچه می خوانيد روايتی است از ساعت پنج صبح تا هفت صبح به وقت بغداد، ساعتی که صدام حسين ديکتاتوری که پنجاه سال سايه اش کابوس و وحشت را در عراق ماندگار کرده بود، اعدام شد
شب عجيبی است. يا به قول لاری کينگ روز عجيبی است. همه تا دير وقت منتظر نشسته ايم که يک نفر را بکشند. از ديشب اعلام شد که صدام تا فردا کشته می شود. و از يک ساعت پيش اعلام شد که صدام تا ساعت شش صبح به وقت بغداد کشته می شود. من در بروکسل بيدار نشسته ام، اينجا ساعت ۳.۵ صبح است، در واشنگتن ساعت ۹.۵ شب است، در لندن ساعت ۲.۵ صبح است. به نظر می رسد که عقربه های ساعت مثل دو لبه دو شمشير دارند آنچه را که نبايد در آينده بماند، قطع می کنند و به نابودی می سپارند. قرار است تا يک ساعت ديگر صدام حسين، ديکتاتور عراقی و شايد آخرين بازمانده رام نشدنی عصر ديکتاتوری خاورميانه توسط ماموران دولت جديد عراق کشته شود. به نظر می رسد که کلماتی مانند صدام حسين، عراق، ديکتاتور، انفجار، قتل عام، در اين لحظات مهم ترين کلماتی است که در آسمانی که امواج خبری در آن با سرعت در رفت و آمد است، تکرار می شود. می گويند آدمی در لحظه مرگ تمام تصاوير زندگی اش از کودکی تا پای مرگ را يک لحظه مرور می کند و حالا در بی بی سی و سی ان ان و الجزيره و ديگر شبکه های تلويزيونی می توانی در عرض بيست دقيقه تمام تصاوير زندگی صدام را ببينی، انگار فيلمی برايت پخش می کنند تا تو که بر صندلی قضاوت نشسته ای حکم صدام را صادر کنی. تا يک ساعت ديگر صدام ديگر در اين دنيا زنده نيست. مجموعه ای از احساس های متناقض در آدمهاست، از يک سو دلسوزی برای مرگ کسی که هرگز به نظر نمی رسيد بميرد، و از سوی ديگر خشم و نفرت نسبت به آدمی که مرگ کسب و کارش بوده است و امروز کشته می شود، چون کشته است. از يک سو ياد همه بچه های سرباز و بسيجی و رزمنده کشورم می افتم که در بسياری از صحنه های جنگ به دستور صدام با ناجوانمردانه ترين شکلی کشته شدند و از سوی ديگر فکر می کنم کشتن در هر حال مجازات غلطی است.

سعيد می گويد: خودشان او را آوردند، خودشان در جنگ از او حمايت کردند، خودشان او را دستگير کردند و حالا هم خودشان دارند با کشتن اش تماشاگر جمع می کنند. کلمات سعيد را می شنوم ولی نمی توانم بفهمم. پشت اين جملات يک نفرت ضدآمريکايی موهوم و يک عشق شرقی موهوم می بينم که برايم معنی و مفهوم ندارد. شهرزاد نيز به تصوير سی ان ان خيره شده و دلش برای مرگ صدام می سوزد. می توانم نوع دلسوزی اش را احساس کنم، فکر می کنم معمولا ما تحت تاثير اقتدار ديکتاتورها قرار می گيريم و همانطور که آنها خودشان را بی مرگ و ابدی می دانند، انگار ما هم چنين احساسی داريم. به شهرزاد می گويم: من کاری به جنگ کويت و سرکوب شعيان عراق و اين ها ندارم، نمی توانم آنها را لمس کنم، اما دوستان خودم را که رفتند و کشته شدند و تعدادشان هم به اندازه تمام حجله هايی بود که سرکوچه های شهرها و روستاها می گذاشتند، زياد است. من با مجازات مرگ مخالفم، اما مطمئنم صدام بايد به بدترين مجازات ممکن محکوم شود.

وکيل صدام، مرد عرب اردنی در برنامه سی ان ان حاضر است. لاری کينگ از او می پرسد: اميدی به نجات صدام داريد؟ می گويد: « برای اميد خيلی دير شده.» می گويد: « تمام محاکمه صدام يک کمدی سياه بود، يا بازی بود، هم قاضی بازی بود، هم شاهد ها شاهد نبودند، هم شکل دادگاه غلط بود، همه چيز غلط بود. يک دادگاه غيرعادلانه بود.» مطمئنم که در پنجاه سال گذشته عراق همين دادگاه صدام عادلانه ترين دادگاهی بود که برپاشد. ياد تمام کسانی می افتم که در عراق دستگير می شدند و بدون اينکه هيچ کس از آنها هيچ خبری داشته باشد، تبديل به جسد می شدند. با خودم فکر می کنم علت اينکه صدام هرگز دادگاهش را جدی نگرفت، اين بود که هرگز در عمرش دادگاه و عدالت جدی نبود، آدمها کشته می شدند، چون صدام می خواست، همين. ديکتاتورها همين اند، هرگز نمی توانند در دادگاه درست رفتار کنند، چون فکر می کنند مثل دوره ديکتاتوری خودشان همه دادگاهها بازی است. آنها از اينکه کسی درباره شان قضاوت کند، احساس خشم می کنند.

چنانکه سی ان ان گفته است تا يک ساعت ديگر صدام اعدام می شود. ياد روزهايی می افتم که در بغداد بودم. بدترين چيزی که می توانستی در عراق احساس کنی يک اضطراب سنگين بود که در هوا پر بود، گويی ميليونها چشم دائما نگاهت می کند و تهديدت می کند. عراقی ها می گفتند، آدمها يا عضو حزب بعث هستند، يا در استخبارات مواظب اعضای حزب بعث هستند. ديکتاتوری صدام يکی از خشن ترين و سخت ترين ديکتاتوری های جهان بود. سياه ترين نوع زندگی. عراقی که من در همان ده روز ديدم، کشوری بود بسيار فقير، با جمعيتی مسخ شده از وحشت که در خيابانهايش هزاران اتومبيل کهنه و تصادف کرده از زير يا کنار يا جلوی عکس های بسيار بزرگ قدی صدام و مجسمه های بزرگ صدام عبور می کردند، انگار عکس ها مواظب مردم بودند. عراق کشوری بود که مردمش زندانی آدمی به اسم صدام بودند، فکر می کنم که دخترها و پسرهای صدام هم زندانی وجود پدرشان بودند، مطمئنم حتی فرزندانش هم تا زمانی که پدرشان زنده بود، هرگز نمی توانستند احساس آزادی کنند. سی ان ان بانويی عراقی را نشان می دهد، يکی از کسانی که طرفدار حقوق بشر است و با مجازات اعدام مخالف است، او يکی از زنانی است که در دادگاه عليه صدام شهادت داده بود. او می گويد: « وقتی در دادگاه نشسته بودم، احساس خوبی داشتم، چون احساس می کردم صندلی من از صندلی ديکتاتور بالاتر است و او مثل جوجه نشسته بود و نمی توانست به هيچکدام از سووالاتی که می کردم پاسخ دهد.» همين شاهد می گويد: « من مخالف مجازات مرگ هستم، اما از طرفی می دانم اگر صدام زنده بماند هر روز گروهی به اميد زنده ماندنش کشته می شوند.»

سی ان ان وسط برنامه لاری کينگ، آگهی های تبليغاتی پخش می کند، آگهی ها نشان می دهد که سی ان ان در بسياری از جشنواره های خبری برنده بهترين شبکه تلويزيونی شده است. سی ان ان بهترين شبکه خبری است، سی ان ان، هر چه بخواهيد بدانيد به شما می گويد، تصاوير مجريان سی ان ان پخش می شود، از کريستين امانپور که حدس می زنم بخاطر حاملگی چند ماهی غيبش زده و تازگی دوباره آمده است، شايد به همين خاطر در ماههای حاملگی امانپور آمريکايی ها هم حضور جنگی کمتری داشته اند. حالا ديگر سی ان ان به استقبال سال آينده هم می رود. يک روز ديگر سال ۲۰۰۶ تمام می شود و به نظر می رسد قرار است سال ۲۰۰۷ سالی بدون صدام باشد. آمريکايی ها می خواستند اعدام برای سال آينده انجام شود، اما نوری المالکی نخست وزير اصرار داشت که هرچه زودتر شر صدام را بکند.

شب عجيبی است. همه تلويزيونها و همه جا در اينترنت پر از تصوير و خبرهای صدام است، هزاران و شايد دهها هزار خبرنگار چشم به تصوير دوخته اند تا آخرين لحظه های زندگی يک ديکتاتور را گزارش کنند، انگار می ترسند که صدام تا ابد زنده باشد. امشب انبوهی از مسلمانان در عرفات مشغول مراسم حج هستند. عربستان معتقد است در اين روزها که کشتن حرام است، نبايد صدام اعدام شود، اما تروريست های طرفدار صدام و احتمالا طرفدار وهابی های عربستان برايشان مهم نيست که در همين ماه حرام مردم مسلمان عراق در انفجار کشته شوند. از طرف ديگر مسيحيان هم همين امشب و فردا شب به استقبال مراسم سال نوی مسيحی می روند. در ايران فردا و پس فردا تعطيل است. فردا آخرين روز سال و امشب آخرين شب صدام است. حالا صدام را از منطقه سبز، در حالی که لباسی سراسر سياه پوشيده و پالتويی سياه پوشيده و کاملا تسليم مجريان مجازات است، سوار بر ماشين کرده اند و دارند به محل اعدام می برند.

سی ان ان دارد تصاوير سالهای مختلف صدام را نشان می دهد. سالهای قدرت او، زمانی که در ميان دهها نظامی اين سو و آن سو می رفت و هميشه در حال خنديدن بود. و لحظه ای که دستگير شد و در حالی که در دادگاه با تحکم با قاضی حرف می زد. به چشم خودت می توانی ببينی که يک ديکتاتور چگونه زير آوار بنايی که خود ويرانش کرده است، دارد له می شود، از آن ابهت و صلابت و سختی بيرون می آيد، مچاله می شود، کوچک می شود، مثل يک گربه ول شده در کوچه که دهها بچه محاصره اش کرده اند، کوچک می شود، مثل يک موش که به تله افتاده است، سرش را به اين سو و آن سو تکان می دهد، می داند که بزودی خواهد مرد. می خواهد نفرتش را نسبت به ديگران تا آخرين لحظا زنده نگه دارد، می خواهد نفرتش را با مرگش به دوستانش هديه کند، تا روح مرگ و نابودی باقی بماند.

حالا آنيش رامان، خبرنگار ويژه جوان سی ان ان از بغداد گزارش می دهد، ساعت در بغداد يک ربع به شش است. آنيش رامان می گويد که صدام را به محل اعدام برده اند. و تا لحظاتی بعد او را اعدام خواهند کرد. خبرنگار زن سی ان ان نيز در گوشه ديگری از شهر بغداد در حال گزارش است، در کنارش دو عراقی تنومند، يکی چفيه عربی برشانه و ديگری با کلاهی برسر، دور آتشی که تا صبح در عراق روشن است نشسته اند و هر دو می خندند. می توانم احساس کنم که چه لحظات سنگينی بر آنها می گذرد، تا يک ساعت ديگر عراق بدون صدام به زندگی اش ادامه می دهد. مردم عراق تا صبح بيدارند و شبکه های تلويزيونی عربی عراق و ديگر کشورهای عرب دارند گزارش لحظه به لحظه مرگ صدام را اعلام می کنند. برای بعضی ها در عراق مرگ صدام به معنی پايان کابوس و برای گروهی ديگر به معنی پايان اميد است. شايد همين است که جنگ داخلی عراق را زنده نگه داشته است. تيتر سی ان ان عوض می شود؛ مرگ ديکتاتور. تصويرها با ما حرف می زند. صدام در روزهای قدرتش است، دارد می خندد، بر تختی طلايی تکيه زده و به دوربين نگاه می کند، در ميان نظاميان در سالنی بزرگ با پرده ای صورتی پشت صندلی می نشيند. موهايش بلند شده، ريشی انبوه دارد، انگار يک سال است حمام نرفته، موهايش آشکارا سفيد شده، مثل انسانهای اوليه می ماند، سربازان آمريکايی گوئی گوسفندی را برای خريد معاينه می کنند، زير موهايش دنبال نشانه های جسمی اش می گردند، دندانهايش را معاينه می کنند تا مطمئن شوند که خودش است. انگار که کسی به سرعت سقوط کرده باشد. از ارتفاعی به بلندی مجسمه های صدام در بغداد تا قعر زيرزمينی که صدام پس از فرار خودش را روزها و روزها در آن پنهان کرده بود.

ساعت شش صبح به وقت بغداد است. دلم گواهی می دهد که ديگر صدام زنده نيست. ياد تصاوير کشته شدگان حلبچه می افتم، جسدهای خشک شده در گوشه و کنار کوچه ها، اجسادی که با بمب های شيميايی صدام نابود شدند. صدام دو هفته قبل از مرگش گفت که مسووليت بمباران شيميايی ايرانی ها را با افتخار می پذيرم. نمی دانم بايد از او به عنوان دشمن ميهنم نفرت داشته باشم يا از موجودی به نام ديکتاتور بيزار باشم، مثل هر ديکتاتوری در هر جای جهان. چه فرقی می کند؟ سی ان ان اعلام کرده است که از چند دقيقه قبل مراسم اعدام آغاز شده است. به فردا فکر می کنم، آيا از فردا مرگ صدام به کشته های بيشتری بدل خواهد شد و يا اينکه اين مار زخمی سرانجام خواهد مرد و ديگران زندگی بدون وحشت را آغاز خواهند کرد؟

سی ان ان و بی بی سی برای چند دقيقه وارد تونل بی خبری می شوند. به نظر می رسد که گوئی همه ارتباطات با بغداد قطع شده است، اين موضوع چند دقيقه بيشتر طول نمی کشد. آنقدر که سی ان ان تصوير آنيش رامان را از بغداد نشان می دهد. دو شبکه عربی اعلام کرده اند که صدام حسين ده دقيقه قبل به دار آويخته شد. هنوز سی ان ان خبر را قطعا تائيد نمی کند. خبرنگار سی ان ان از آنيش رامان می پرسد: با جسد صدام چه خواهند کرد؟ آنيش رامان می گويد که براساس قوانين اسلامی صدام بايد به شيوه خاص سنی ها دفن شود. به نظر می رسد که مردم و رسانه های خبری از جسد صدام حسين هم می ترسند. از اين وضع از يک سو بغض می کنم، و از سوی ديگر خنده ام می گيرد. بايد خنديد؟ نمی دانم. دلم گواهی می دهد که انگار بايد درهمين لحظه ها صدام در حال جان کندن باشد. چشم هايش بسته می شود، بدنش تکان های شديدی می خورد و سپس برای هميشه آرام می شود، نه فرياد می کشد، نه مثل تصاويری که نشان می دهند می تواند اسلحه دستش بگيرد و شليک کند و مردم را بترساند، نه می تواند برای فريب مردم در حرم امامان شيعه نماز بخواند، نه می تواند جنگی راه بيندازد، نه می تواند در ميان مردمی که برايش دست تکان می دهند حاضر شود و بچه ها را بغل کند، نه، او ديگر نمی تواند هيچ کاری بکند. صدام تمام شده است. به نظر می رسد که آمريکايی ها مواظبند که مبادا چنين تصويری ايجاد شود که آمريکايی ها صدام را کشته اند. از احساس تبديل يک ديکتاتور قاتل به يک قهرمان حالم بد می شود، مگر تا به حال چنين نبوده؟ مگر صدام و حافظ اسد و بسياری ديگر از قهرمانان دنيای عرب همانها نبودند که قتل عام می کردند و هميشه هم مردمی بودند که عاشقانه دوستشان بدارند. اما صدام نبايد شهيد شود. او يک قاتل کثيف است، اين وحشتناک است که يک قاتل که بارها ملتش را قتل عام کرده قهرمان همان ملت شود.

حالا ديگر صدام آرام شده است. دو سه دقيقه ای است که او را تحويل عراقی ها داده اند و او می داند که ديگر همه چيز تمام است. از او می پرسند: چيزی می خواهی؟ می گويد نه. او بايد آخرين نقش اش را هم خوب بازی کند، بايد آخرين زهرش را هم بريزد، بايد در همين لحظات خودش را با همين چند کلمه در دل مردم عراق حفظ کند. روبرويش عکاسان و فيلمبرداران دارند عکس می گيرند، با خودش فکر می کند. اين هم يک مراسم باشکوه است، مثل يک سخنرانی، بايد خشم نگاهش و کينه های عميقش را بگذارد و برود. می خواهی سرپوش بر چهره ات بگذاری؟ می گويد نه. می خواهد تا آخرين لحظه به دنيايش نگاه کند. به دنيايی که زمانی توی مشتش بود. می توانست در محدوده جغرافيايی عراق خدا را هم زندانی کند، می توانست هر کسی را که خواست بکشد، هر چيزی را بدست بياورد، به هر جا شليک کند، هرچه خواست بگويد. حالا ديگر فقط چند لحظه ديگر باقی است. چطور ممکن است من بميرم؟ آيا آن همه فدايی که پيشمرگ من بودند، می گذارند که اين خائنين مرا بکشند؟ ممکن نيست. من هرگز نخواهم مرد. همين حالا گروهی به همين جا می ريزند و پدر ملت عراق را نجات می دهند. فقط دلش می خواهد بداند که چه کسانی به او خيانت کردند؟ چگونه توانستند او را به آمريکايی ها بفروشند؟ فقط دلش می خواهد بداند که چه کسی به آمريکايی ها خبر داد که من کجا پنهان شده ام؟ کسی نمی دانست. ماموران می آيند، حلقه گره خورده را دور گردنش می اندازند، دوربين ها عکس می گيرند. بايد آخرين عکس ها را با صلابت و اقتدار بگيرد.

آنيش رامان از بغداد گزارش می دهد. آنيش وقتی جنگ عراق شروع شد، بچه بود. يکی از همان خبرنگارانی که در ميدان مينی به اسم عراق می شد که منفجر بشود، يا به گروگان برود و جلوی دوربين سرش را ببرند، يا در جريان تيراندازی گلوله ای سينه اش را بشکافد و تبديل به جسد شود. اما آنيش شانس آورده است، او زنده مانده است، حالا ديگر سنش بالاتر رفته و يک چهره سرشناس خبری جهان است. يکی از دهها خبرنگاری که در عراق زنده مانده است. آنيش خبر می دهد که صدام کشته شده. چنان خبر را می گويد که همه مطمئن شوند. گوئی اگر مردم مطمئن نشوند، ممکن است صدام زنده بماند و فردا باز هم انفجار و انفجار و انفجار و چرا که نه، با اين تصور که شايد صدام دوباره بر سر قدرت برگردد. سی ان ان دائما برکينگ نيوز خودش را قطع می کند و روی آن دوباره برکينگ نيوز می دهد. آنيش به نقل از دو شبکه خبری عراق اعلام می کند که صدام حسين و برادرش بارزان التکريتی و عواد بندر رئيس دادگاههای انقلاب کردها هر سه اعدام شدند. آنيش می گويد که تلويزيون عراق بعد از اعلام اين خبردارد قرآن پخش می کند. مطمئن هستم که تا چند ساعت ديگر بغداد بارها با انفجار آخرين جان کندن های صدام خواهد لرزيد. اين لحظه شگفت انگيزترين لحظه سرنوشت عراق است، ساعت شش و پنج دقيقه صبح ۲۹ دسامبر۲۰۰۶ مطابق با هشتم دی ماه ۱۳۸۵ صدام کشته شده است. الآن بيست دقيقه است که عراق بدون صدام نفس می کشد.

تصاوير سی ان ان ميشيگان را نشان می دهد، گروهی از عراقی ها دارند می رقصند و شادی می کنند. شبکه عراقی « ال حور» مرگ صدام را اعلام کرده است. عراقی ها پرچم در دست شادی می کنند و می رقصند. سعی می کنم بفهمم چطور می شود با مرگ يک نفر آدم برقصد. کابوس صدام را به ياد می آورم. می دانم که در نبودن صدام خيلی ها در عراق احساس زندگی خواهند کرد. اين يک حس وحشتناک است، اسمش را می شود گذاشت تراژدی، تراژدی ديکتاتوری. سی ان ان اعلام می کند که عکس ها و ويدئوی اعدام صدام را هم بدست آورده است. در همين يک ساعتی که گذشت صدام از بين رفت. قرار است تا روز دوشنبه جرج بوش حرف نزند، مطمئنم که اگر حرف بزند احتمالا مزخرف خواهد گفت. بهتر است حرف نزند. وکيل صدام هم کشته شدن او را تائيد می کند. يک ساعت قبل همين وکيل داشت می گفت که ديگر برای اميد داشتن دير است و حالا در مورد صدام با فعل ماضی حرف می زنند. تلويزيون، صدام را در حالی که قهقهه می زند نشان می دهد. گوئی قهقهه به دنيای است که به همين راحتی تمام می شود. آنيش رامان می گويد که عراقی ها پس از اعدام صدام دور جسدش رقصيده اند. عراقی های ميشيگان حالا ديگر خيابان را روی سرشان گذاشته اند. خبرنگار سی ان ان با يک جوان عراقی مصاحبه می کند. او می گويد که از مرگ صدام بسيار خوشحال است. يک روحانی شيعه در ميان عراقی های ميشيگان است، او می گويد که امشب شب قضاوت است، امشب شب مکافات است، امشب شب آخر است. او می گويد که عراق بدون صدام برای مردم عراق بسيار امن تر است. جمعيت دارند می رقصند.

آخرين جملات صدام هم در تاريخ ثبت می شود. در آخرين لحظات با صدای بلند الله اکبر را بر زبان راند و گفت: « عراق پيروز خواهد شد، فلسطين عربی است و از فارس ها برحذر باشيد.» حلقه دور گردنش محکم می شود و زير پايش خالی می شود. تصويرها در هم می شود و آخرين نفس هايش را هم می کشد. جسدش بالای دار باقی می ماند، تا چند ساعت. دختر صدام خواسته است که جسد پدرش را در يمن دفن کنند.

ساعت هفت صبح به وقت بغداد است. آنيش رامان حالا ديگر در بغدادی گزارش می کند که سپيده سرزده است. بارها و بارها تاکيد می کند که صدام کشته شد. نماينده عراق در سازمان ملل از جنايات صدام می گويد، از صدها هزار کشته در جنگ عراق و ايران، از هزاران کشته در جنگ کويت، از هزاران اعدام شده، از هزاران نفر که بعد از حمله آمريکا در انفجارها کشته شدند. فهرست کشته ها زيادتر از آن است که بتوان برای صدام دل سوزاند، اما ذهنم هنوز و همچنان می گويد که مجازات مرگ غلط است.

صدام با شاپو، صدام با اسلحه، صدام سوار اسب، صدام با چفيه و عقال، صدام در حال نماز خواندن، صدام در کنار همسر و فرزندان، صدام با لباس نظامی، صدام در حال دست تکان دادن برای انبوه طرفداران، صدام در حالی که در زيرزمينی دستگير شده و باورش نمی شود که او را گرفته باشند، صدام در دادگاه با چشمانی پر از خشم و نفرت... ديگر تمام شد. صدام حسين مرد، مثل همه ديکتاتورها. فردا آخرين بمب ها منفجر می شود، آخرين اشک ها می ريزد و باز هم کسانی هستند که حاضرند قدرت را در دست بگيرند، بکشند و عربده بکشند و بدانند که سرانجام در دو متر جا دفن خواهند شد.


ساعت هفت صبح نهم ديماه ۱۳۸۵ به وقت بغداد

   پایان خبر
اخبار کوتاه
  • علیرضا بهشتی تا ساعاتی دیگر آزاد می شود
  • خواهر زاده زهرا رهنورد هم بازداشت شد
  • محمد مطهری: چرا نه با متهم اصلی کهریزک برخورد می‌شود نه با عاملان حمله به کوی دانشگاه؟
  • نماینده اصلاح‌طلب مرند و جلفا: نمایندگان خواستار اعلام رسمی امضاکنندگان نامه تشکر از صدا و سیما هستند
  • دادگاه میردامادی روز چهارشنبه برگزار مي شود
  • شاخه جوانان جبهه مشارکت: سبزترین 22بهمن را رقم خواهیم زد
  • دور جدیدی از فشارها بر عیسی سحرخیز
  • نگرانی سازمان گزارشگران بدون مرز از بازداشت گسترده روزنامه‌نگاران در ایران
  • اخبار ويژه روزنامه اعتماد سه شنبه 20/11/88
  • تاج زاده در دادگاه؛ دفاع نمي كنم، حكم را صادر كنيد
  • بيانيه فراكسيون خط امام(ره) به مناسبت سالروز پيروزي انقلاب اسلامي
  • بازنشستگی اجباری رئیس کانون پرورش فکری پس از 17 سال
  • نامه جمعی از اساتید و دانشجویان دانشگاه شریف برای آزادی مهدی کلاری
  • بیانیه جمعی از دانشجویان و جوانان حامی مهندس موسوی در دیدار صمیمانه با نخست وزیر امام در ‌آستانه ۲۲ بهمن
  • مقام رهبري:کساني دم از حقوق بشر مي‌زنند که ابتدايي ترين حقوق انسانها را در زندانها لگدمال مي کنند.آيا اين مايه سرافکندگي يک کشور نیست؟
  • خاطرات دكتر وجيهه مرصوصي،همسر حجاريان، از زندانهاي رژيم ستم شاهي
  • محمد هاشمی:در 22 بهمن حافظان امنیت مردم باید بسیار صبورانه عمل کنند
  • معصومه ابتکار:تک صدایی و بی رنگی کارساز نیست
  • دلنوشته همسر محمد جواد مظفر به مناسبت یک اربعین فراق
  • میدان‌داری افراطیون در سیمای ملی؛تعریض به امام راحل و انقلاب
  • ۵۷نماینده مجلس:بجای دادن مسئولیت بامرتضوی برخورد کنید
  • پاسخ ضرغامی به سيدحسن خمينی: ای کاش حوادث ۸ ماه گذشته را نيز محکوم می‌کرديد
  • بازداشت اهالی رسانه به ۵۵ نفر رسید؛بازداشت‌خبرنگار میراث فرهنگی
  • شدت گرفتن حذف خبرنگاران اصلاح‌طلب‌از پارلمان بعد از انتشار گزارش کهریزک و پیگیری حوادث‌انتخابات
  • کروبی در مصاحبه با اشپيگل: من اين دولت را قانونی نخوانده ام و سر حرف خودم می مانم
  • آیت الله جوادی آملی: معترضان شعار “جمهوری ایرانی” نداده و نخواهند داد
  • امیرصادقی عکاس خبری بازداشت شد
  • مريم قنبری، وکيل دادگستری، بازداشت شد، کميته گزارشگران حقوق بشر
  • فرمانده نيروي انتظامي شركت كنندگان در راهپيمايي 22 بهمن را به درگيري با يكديگر تحريك كرد؟!
  • شش سال حبس برای امین زاده/یک میلیارد تومان وثیقه برای فیض الله عرب سرخی
  • سايت آينده خبر داد؛ پروژه گسترده سرویسهای اطلاعاتی بیگانه در 22 بهمن
  • اطلاعیه دانشجویان حامی جنبش سبز مردم ایران (آمریکای شمالی): در چارچوب مرام جنبش سبز، اعتراض خود را بار دیگر به گوش حاکمین مستبد فریاد زنید
  • حسن روحانی: در فضای امنیتی می توانند رقیب را منزوی کنند
  • شکوري راد: رمز ماندگاري 22 بهمن در دل مردم بود
  • حسین شریعتمداری این بار وکیل مدافع صداوسیما شد
  • ترقی: مطهری در سطحی نیست که برای نظام تعیین تکلیف کند!
  • شجونی: مردم قدم به قدم من را بغل مي‌كردند و مي‌گفتند در تلويزيون غوغا كردي
  • برگزاری شتابزده دادگاه تاج زاده
  • احضار به اوین؛ این بار خواهر زاده زهرا رهنورد
  • وخامت حال دکتر ابراهیم یزدی
  • باقي همچنان در انفرادي با وجود پايان بازجويي
  • بازداشت خبرنگار روزنامه فرهیختگان
  • هشتمين عضو کميته گزارشگران حقوق بشر در ايران بازداشت شد
  • اخبار ویژه روزنامه اعتماد دوشنبه 19/11/88
  • وضعیت روحی عبدالرضا تاجیک نامساعد است
  • تجمع اعتراضی در دانشگاه شریف نسبت به بازداشت دانشجویان
  • دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه لرستان بازداشت شد
  • هشدار سپاه پاسداران در آستانه 22 بهمن/ اگر کسی بخواهد خارج از سبک کاروان انقلاب وارد شود با آن بشدت برخورد می شود
  • تهدید فعالان سیاسی : تهران باشید بازداشت می شوید
  • وزیر اطلاعات : حرکت فتنه گران از 20 سال قبل آغاز شده است!
  • اطلاعیه روابط عمومی دادستانی کل کشور در مورد پایگاههای اینترنتی
  • دادگاه فیض الله عرب سرخی برگزار شد
  • دو عضو ديگر سازمان مجاهدین انقلاب آزاد شدند
  • در آستانه ۲۲ بهمن بازداشتهای فله ای روزنامه نگاران دوباره از سر گرفته شد
  • ناگفته‌هایی از حضور مقام رهبری در منزل مهندس موسوی
  • دیدار کروبی با خانواده های نوری زاد، مظفر و حکمت
  • موسوی، حلقه ی وصل جنبش سبز با ۲۲ بهمن ۵۷
  • سخنان مهم آیت الله دستغیب در آستانه ۲۲ بهمن/ بیست و دوم بهمن هر سال ادامه همان بیست و دوم بهمن سال پنجاه و هفت می باشد
  • بیانیه حزب اعتماد ملی در آستانه 22بهمن
  • مشایی به مجلس فراخوانده شد
  • اطلاعیه روابط عمومی وزارت اطلاعات/هفت نفر به اتهام وابستگی به رادیو فردا بازداشت شدند
  • خبر دیگر «فارس» هم تکذیب شد
  • اتهام افکنی رسایی درخصوص نامه یادگار امام راحل
  • توقیف کانتینر گاز اشک آور و باتوم به مقصد ایران
  • محكومیت آینده بخاطر بكارگیری «متخصص ترافیك» برای احمدی‌نژاد
  • دعاگو:درحكومت‌علوی‌بنای‌اصلاحات‌برانتقاد‌پذیری
  • بحران در بانك مركزی درپی ركوردشكنی در رشد اقتصادی:فقط 1درصد!
  • محمدرضا خاتمی: به ما می گویند اول توبه کنید
  • اکبر منتجبی بازداشت شد
  • سازمان قضایی نیروهای مسلح :یک مجموعه عظیم و خدوم را در کهریزک متهم کردند!
  • آخرین اخبار زندانیان سیاسی
  • فراخوان گسترده سبزها برای شرکت در راهپیمایی 22 بهمن
  • انجمن اسلامی دانشکده حقوق مردم را به حضور در راهپیمایی 22 بهمن دعوت کرد
  • واکنش عجیب ابوترابی به خبر نامه یادگار امام‌(ره) به ضرغامی
  • آزادی دانشجوی‌مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف
  • شش ماه حبس تعزیری برای فعال دانشجویی
  • خبر مهم «ایرنا» از شهرستان گتوند
  • فرمانده سپاه علي بن ابيطالب : می خواستند «خاتمی» را ترور کنند
  • بازداشت احمد جلالی فراهانی توسط نیروهای امنیتی/ فراهانی یک روز پس از اخراج از خبرگزاری مهر بازداشت شد
  • ضرب و شتم سلمان سيما در اوين
  • علی اشرف فتحی، طلبه وبلاگنویس آزاد شد
  • خانه سینما وضعیت هنرمندان سبز ممنوع الخروج را بررسی می کند
  • بازداشت دو خواهر هنرمند
  • حمله ارگان اینترتی دولت به آینده بخاطر انتقاد ازعقب‌نشینی هسته‌ای
  • موج جديد فيلترينگ وبلاگ های مربوط به زندانيان سياسی- مدنی، ياران در بند
  • انتقاد تند حسین مرعشی از صداوسیما
  • احضار یک استاد به کمیته انتظامی دانشگاه
  • منتجب‌نيا: تحمل «تفاوت» به وحدت كمك مي‌كند
  • مطهري در نامه يي به ميرحسين موسوي؛ به پيروي از علي(ع) به خاطر حفظ اسلام از حق خود بگذريد
  • نامه وکيل زيدآبادي و باستاني به دادستان
  • سخنگوي حزب مشارکت: معترض و منتقد با معاند فرق دارند
  • فرمانده ناجا خبرداد: دستگیری 600 نفر در وقایع عاشورا
  • آیت‌الله صافی گلپایگانی: با بيت‌المال مسلمين معاصي را ترويج مي‌کنند
  • اولیا: اين‌كه منتقدين نتوانند حرفشان را بزنند اشتباه است
  • انتقال مهديه گلرو و همسرش به بند عمومی
  • توصيه رئیس مجلس به آنها كه دستي در سياست دارند؛ به جاي جدال‌گري به مودت و دوستي بپردازيد
  • بازخواني پرونده بودجه 89‏‏؛ اقتصاد در جیب دولت
  • افروغ: عده ای به نام طرفداری از ولایت فقیه، جلوی هر نقدی را می گیرند
  • ناآرامی در خیابانهای جمهوری وحافظ در روز 22بهمن توسط 300-400 نفر؟
  • وزیر ارتباطات: کشتی لنگر انداخت اینترنت قطع شد/ شائبه سیاسی در اختلال پیام کوتاه هم وجود ندارد
  • کیهان:هادی غفاری بازداشت وسپس آزاد شد اما ادعای بازداشت نشدنش را می پذیریم
  • اخبار ویژه روزنامه اعتماد یکشنبه 18/11/88

  • وبسایت رسمی سیدمحمدخاتمیكلمه؛ پايگاه خبري نزديك به مير حسين موسويپايگاه خبري مجمع روحانيون مبارزپایگاه رسمی اطلاع رسانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایراننوروز؛ پایگاه اطلاع رسانی جبهه مشاركت ایران اسلامیمراجع تقليد
    وبسایت هاشمی رفسنجانیوبلاگ دکتر معینپایگاه اطلاع رسانی بنیادآزادی، رشد وآبادی ایران(باران)پارلمان ننيوز...پايگاه فراكسيون اقليت مجلس هشتمسحام نیوزنوانديش...ارگان خبري حزب جوانان
    جوان فردا...پايگاه خبري كانون جوانان حزب كارگزارانادوارنیوزندای سبز آزادیجنبش راه سبز (جرس)پایگاه خبری سلام نیوزسایت خبری آفتاب
    سایت خبری روزسايت خبري آيندهپايگاه خبري فراروسایت خبری تابناکپايگاه خبري عصرايرانسایت خبری فردا
    الف...پايگاه خبري نزديك به احمدتوكليايلنا...خبرگزاري كارگران ايرانايسنا...خبرگزاري دانشجويان ايرانخبرآنلاینروزنامه اعتمادروزنامه آفتاب يزد
    روزنامه آرمان روابط عمومیروزنامه بهارروزنامه دنیای اقتصادروزنامه تهران امروزروزنامه اطلاعاتروزنامه جمهوری اسلامی
    روزنامه همشهریوبسایت دکتر سروشوبسایت دکتر کدیوروبنوشت سیدمحمدعلی ابطحیوبلاگ مشترک سیدعطاالله مهاجرانی وجمیله کدیوروبلاگ عباس عبدی
    وبسایت دکتر داود فیرحیوبسایت عمادالدین باقیابتکار سبز...وبلاگ معصومه ابتکاروبسایت مرتضی الویریشریعت عقلانی...وبلاگ احمد قابلنماي آينده - وبلاگ كريم ارغنده پور
    دال...جستارها وگفتارهايي از حسين قاضيانوبسایت محمدعلی نجفیوبلاگ احمد شیرزادوبلاگ سیدهاشم هدایتیگلجه...وبلاگ علي شكوري رادوبلاگ سیدحسین مرعشی
    نونوشته...وبلاگ علی باقریروزنه...وبلاگ فخرالسادات محتشمی پوروبلاگ علی مزروعیمشق ...وبلاگ محمد دادفروبسایت لطف الله میثمیسیروان ...وبلاگ محمدعلی توفیقی
    رستاک...دریچه ای به اندیشه اقتصاد آزادخرد؛ پایگاه اطلاع رسانی انديشه سياسي، سياست و جامعه در ايران امروزدیپلماسی ایرانیانجمن صنفي روزنامه نگاران ايرانموسسه مطالعات انديشه سياسي واقتصاديموسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر
    Masoud Ghoreishi مسعود قريشي Share Information Formation Mavi Innovations