امروز:روزنامههاي هر دو جناح سياسي كشور، حجم عمده مطالب خود را به موضوع مذاكرات ايران و آمريكا اختصاص دادند.
روز مذاكره، تيتر نخست همبستگي است كه نوشته است: در دوران رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني و محمد خاتمي، بارها بحث عاديسازي رابطه ميان دو كشور جدي شد، اما هر بار به دلايل نامعلوم از جمله فشار تندروها در ايران و آمريكا مانع انجام مذاكره و ذوب شدن يخهاي موجود بين ايران و آمريكا شد. اصولگرايان به رغم آن كه اصلاح طلبان و هاشمي رفسنجاني را متهم به تلاش براي برقراري رابطه با آمريكا ميكردند، هرچند شعارهاي تند ضدآمريكايي سر ميدهند اما در عمل نشان دادهاند كه بيشتر از رقباي خود طالب گفت و گو و مذاكره هستند. ارسال نامه احمدينژاد به جرج بوش و دعوت مناظره و مصاحبههاي پي در پي اصولگرايان براي انجام مذاكره نشان از تمايل گروهي ميكند كه در حال حاضر دولت و مجلس را در كنترل خود دارند. هرچند در دولتهاي گذشته مذاكرات غيررسمي و يا محرمانه ميان مقامات آمريكايي و ايراني به ويژه درباره افغانستان صورت گرفته است اما نكته مهم اين است كه تندروهاي اصولگرا، حاضر شدند سرانجام با مقامات آمريكايي بر سر ميز مذاكره بنشينند. اين عمل هرچند در بدترين شرايط صورت ميگيرد، اما ميتواند سرآغازي باشد براي عاديسازي رابطه ايران و آمريكا و كاستن از تحريمهاي رو به تزايد غربيها عليه جمهوري اسلامي ايران.
كارگزاران در سرمقاله خود نوشت: به نظر ميرسد نمايندگان دو كشور براي مجاب كردن يكديگر براي دادن امتياز، كار بسيار دشواري دارند و روزگاري سخت را تجربه خواهند كرد. از طرف ديگر و فارغ از نتايج مذاكرات در كوتاهمدت آنچه واجد اهميت فوق العاده است، تن دادن دو طرف به اين گفت و گو است. در هر دو كشور برخي شخصيتهاي سياسي بوده و هستند كه نفس مذاكره با دستور كار محدود و درباره يك كشور سوم را نيز غيرقابل پذيرش ميدانند. كارشناسان و ناظران آگاه بينالمللي معتقدند برداشتن اين گام ميتواند در شرايط خاص به تداوم گفت و گوها درباره مسايل گوناگون مطروحه ميان دو كشور منجر شود و در اين صورت كل منطقه خاورميانه شاهد روندي ديگر خواهد شد.
اعتمادملي در گزارشي با عنوان ورود به قلعه متروك مذاكره ايران و آمريكا نوشته است: در جو سنگين قبل از مذاكرات يك تصميم دولت بوش ميتواند به مثابه ارسال سيگنال مثبت به تهران تلقي شود كه جبههبندي ديپلماتيك در وزارت خارجه آمريكا در حال جايگزيني تيم تجديد رفتار طلبان به جاي تغيير رژيم طلبان در قبال تهران است. دولت بوش كميته ويژهاي كه در سال 2006 به منظور اقدامات خصمانه عليه ايران و سوريه تشكيل شده بود را منحل كرد. اين گروه كه به گروه عمليات و سياست سوريه- ايران معروف است وظيفه هماهنگي اقداماتي مانند كاهش دسترسي ايران به اعتبارات و موسسات بانكي، سازماندهي فروش تجهيزات نظامي به همسايگان ايران و حمايت از نيروهاي مخالف دو حكومت را برعهده داشت، مقامات كاخ سفيد و وزارت امور خارجه آمريكا گفتند انحلال اين گروه تنها نوعي سازمادهي دوباره اداري است اما بسياري از تحليلگران آن را نشانه ملايمتر شدن راهبرد آمريكا در برابر دو كشور ميدانند. يك مقام وزارت خارجه آمريكا گفت: اين گروه به دليل اين تصور عمومي كه قصد تغيير رژيمهاي ايران و سوريه را دارد، برچيده شد.
اعتماد نيز نوشته است: سفراي ايران و آمريكا در بغداد امروز در شرايطي مقابل يكديگر قرار ميگيرند و بعد از 27 سال اولين باب مذاكره رسمي و آشكار را بين تهران- واشنگتن ميگشايند كه چند روزي است جدال اطلاعاتي سنگيني بين ايران و غرب به ويژه آمريكا در جريان است. وزارت اطلاعات ايران طي يك هفته اخير و در اقدامي كم سابقه و غيرمنتظره دو اطلاعيه مطبوعاتي صادر كرد كه در آن درباره دستگيري افراد مرتبط با جريان براندازي نرم و راهاندازي انقلاب مخملين سخن به ميان آورد و در عين حال از دستگيري افراد مرتبط با شبكه جاسوسي غرب در مناطق غرب، جنوب غرب و مركزي ايران خبر داد.
آفتابيزد در سرمقاله خود يادآور شده است: در روزهاي اخير و به ويژه از زمان قطعي شدن اين مذاكرات، هرگونه اظهارنظر در خصوص مباحث بغداد، تنها به چند رسانه آمريكايي سپرده شده است. در اين روزها،نه رايس سخني از مذاكرات بغداد ميگويد و نه بوش و دستياران نزديك او، كروكر نيز تنها ده روز قبل، به اظهارنظري كوتاه بسنده كرد و مذاكرات بغداد را غيرشگفتيساز خواند. او به اين طريق اولا از ايجاد انتظار غيرقابل تحقق در ميان عراقيها و آمريكاييها جلوگيري كرد و ثانيا تلاش كرد كه نقش ايران در حل مسايل عراق را كم اهميت جلوه دهد. اما در همين ايام، روزنامهها و ساير رسانههاي ايراني، بازتابدهنده اظهارنظرهاي مكرر و گاه غيرهماهنگ هستند كه توسط مسوولان دولتي و نمايندگان مجلس بيان ميشود. اظهارنظرهايي كه در صورت شكست مذاكرات بغداد، عليه ايران به كار گرفته خواهد شد و در صورت موفقيت نسبي مذاكرات، نفعي براي كشورمان به دنبال نخواهد داشت. ما ايراني هستيم و مسلمان واگر در سياستمداري نيز تجربه زيادي نداريم حداقل توصيه ايراني- اسلامي كم گوي و گزيده گوي را بارها شنيدهايم. پس اي كاش با فراخوان صاحب نظران براي مشاوره در مسايل مهم، اظهارنظرهاي تريبوني و سخنرانيهاي غيرديپلماتيك را به محافل كارشناسي منتقل و از هر گونه اظهارنظر، قبل از حصول اطمينان از مطابقت آن با منافع ملي خودداري كنيم.
به نوشته مطبوعات، علي شمخاني عضو شوراي راهبردي سياست خارجي گفته است: طرف ايراني هنوز فرصت دارد كه شرط مذاكره را تغيير دستور كار مذاكره، منوط كردن آن به آينده عراق و نيز مشروط دانستن آن به عدم مانور نظامي در خليج فارس پيش و در طول مذاكره اعلام كند. هرچند ميتوان گفت كه محل استقرار ناوهاي آمريكايي، بايد به موضع زمان پذيرش مذاكره برگردد.
اعتمادملي نوشته است: سخنگوي وزارت امور خارجه چارچوب ذكرشده توسط مقام معظم رهبري را موضوع اين گفت و گوها اعلام كرد. او از خبرنگاران خواست تا هنگام انجام گفت و گوها درباره جزييات يا موضوعات مورد بحث در آن گمانهزني نكرده و جلوتر از زمان قدم نزنند.
مذاكرات ايران و آمريكا در روزنامههاي جناح راست نيز انعكاس داشت. اين در حالي است كه برخي روزنامههاي اين جناح سياسي كه مخالف مذاكره هستند سعي كردند كمترين توجه را به اين موضوع داشته باشند.
جوان با عنوان روز اتمام حجت ايران با آمريكا، در تيتر نخست خود نوشت: مذاكراتي كه قرار است امروز مابين ايران و آمريكا در بغداد در موضوع عراق انجام شود، با آرايش سياسي و نظامي متفاوتي از سوي آمريكا همراه شده است. به باور كارشناسان، ايران بايد امروز از هر لحاظ با آمريكا اتمام حجت كند و مسووليتهاي دولت اشغالگر در خصوص امنيت عراق را به آنها متذكر شود. روند انجام اين مذاكرات و همچنين چند و چون و كيفيت رويكرد دو كشور به مساله عراق از جمله مواردي است كه تا قبل از انجام اين مذاكرات مورد سوال جدي كارشناسان سياسي دو طرف بوده است. با اين حال، آگاهان سياسي در ايران و آمريكا اظهار داشتهاند كه نبايد انتظار جدي از اين مذاكرات داشت، به خصوص كه مذاكره كنندگان ايراني و آمريكايي ماموريت دارند كه در يك موضوع كاملا مفصل صحبت كنند اما با اين وجود كارشناسان ميگويند كه ابعاد اين مذاكرات و چگونگي پرداختن به قضايا همچنان در هالهاي از ابهام قرار دارد.
محمود محمدي رييس كميته روابط خارجي مجلس در يادداشتي كه در همشهري چاپ شد، نوشت: تجربه مذاكرات گذشته با آمريكا نشان داده كه هر وقت آنها از مهلكهاي كه به خاطر آن حاضر به مذاكره شدهاند عبور كردهاند، سياستهاي سرسختانهتري عليه ايران در پيش گرفتهاند كه مذاكرات ايران و آمريكا براي آزادي گروگانهاي آمريكايي، مذاكرات معروف به گفتوگوهاي مك فارلين و گفتوگوهايي درخصوص مساله افغانستان و عراق از آن جمله هستند كه اعتماد به مذاكره با آمريكاييها را در ايران به شدت مخدوش كرده است كه اين دور از مذاكرات فرصت جديدي است براي آمريكا كه بتواند بياعتمادي ناشي از سياستهاي دوگانه گذشته خود را با ايران اصلاح كند. بديهي است چشمان تيزبين و ناظر ملت ايران و عراق و همچنين انديشمندان جهان به اين دور از مذاكرات دوخته شده است و در صورتي كه ايران از يك سياست حرفهايتر و سياست تبليغاتي پيچيدهتر از گذشته استفاده كند در صورت برخورد تاكتيكي آمريكا با مذاكرات در عراق قادر خواهد بود همه اتهامات كاخ سفيد عليه ايران در رابطه با عراق را متوجه سياست جرج بوش كند كه ايران را پيوسته عامل عدم امنيت عراق معرفي كرده است، در حالي كه ما معتقديم سياستهاي دوگانه آمريكا باعث اين ناامني شده است.