ابتکار سبز:مطالب پست قبلي را صدا و سيما و بعضي سايت هاي طرفدار دولت با ذوق زدگي منعكس كردند. اين هم دليل ديگري بر اينكه مطالب خاصي را مي پسندند و گزينشي عمل مي كنند. مخصوصا اگر مطلب در حمايت از سياست هاي دولت نهم باشد مشمول عنايات خاصه تشكيلات رسانه ملي كه البته اخيرا بيشتر رسانه دولتي است، مي شود.
ولي ساير پست هاي وبلاگ و يا اخباري مانند حضور در مراسم روز جهاني محيط زيست به عنوان تنها نماينده ايران و بلكه كشورهاي اسلامي كه اهميت چنداني ندارد! همين طور مطالب منطقي و مستدل در نقد سياست هاي جاري و يا حتي انعكاس نظرات به عنوان نماينده شوراي شهر در سيما حتما الان به مصلحت كشور نيست! البته راديو براي خالي نبودن عريضه گاه گاهي سراغم را مي گيرد.
در مورد پست سهيمه بندي بنزين، بعضي سايت هاي وابسته به دولت فقط به اشاره اي بسنده كرده تا ذوق زده اعلام كنند برخي اصلاح طلب ها سر تعظيم فرود آورده و از هولشان يا از ترسشان باقي مطلب و شرايط ذكر شده را هم منعكس نكرده اند.
بنابراين بايد گفت تا ارزيابي تبعات سهميه بندي بنزين هنوز به زمان نيازمنديم، به خصوص با توجه به شيوه هاي مديريتي خلق الساعه. درعين حال بايد تاكيد كرد بحث قيمت حامل هاي انرژي از مصاديق بارز مشكلي است كه از مجموعه مسايل كوچك حل نشده در زمان خود، به معضل بزرگي تبديل مي شود.
اقدام مطالعه نشده اصولگرايان در تثبيت قيمت ها و عدم اجازه افزايش سالانه قيمت بنزين كه در آغاز كار مجلس هفتم در تقابل با سياست هاي دولت هشتم صورت گرفت و استمرار آن، باعث شد تا در شرايط فعلي نتوانند قيمت اصلي بنزين را به قيمت يارانه اي نزديك سازند و فاصله زيادي تا قيمت واقعي ايجاد شده است. اين يعني بزرگ تر و پيچيده تر كردن مشكل، نه تثبيت قيمت ها. يكي از علل ناآرامي ها در تهران و شهرستان ها هم همين نامشخص بودن وضعيت قيمت بنزين و عرضه بنزين آزاد است.
اگر در آن دوران سياه نمايي ها عليه دولت آقاي خاتمي و بازي هاي سياسي آن قدر فضا را نامطمئن نساخته بود، به طور حتم طرح كارت هوشمند كه اجماع كاملي را پشت سر خود داشت، اجرا مي شد و حالا دچار اين مشكلات و فشارها نمي شديم.
در ضمن خوبست بدانيم كه در حال حاضر هم، جديت مجلس در پي شكست تصميمات قبلي خود سبب شد تا دولت دست به اينكار بزند. يعني آن زمان دولت هشتم اصرار داشت و مجلس هفتم نمي پذيرفت و اين روزها بر عكس.
حالا اگر راست مي گوييد اين حرف ها را هم همان طور منعكس كنيد.
به هر حال مهم اينست كه حرف حق و عمل درست از هر كه شنيده يا ديده شود، مورد تاييد قرار گيرد. روايتي از ائمه اطهار داريم كه حب و بعض انسان را كر و كور مي كند.
آنچه درباره سهميه بندي بنزين گفتم نشان از آن دارد كه حب و بعضي در كار نيست؛ چه اگر باشد از عدالتي كه اين روزها بيشتر حرفش را مي بينيم و عملش را كمتر، دور مي شويم. اگر چه خيلي عكس العمل ها به اين موضع گيري نشانه بغض ديگران بود.
به هر حال باز هم مي گويم كه مديريت مصرف انرژي و هدفمند كردن يارانه هاي انرژي در قالب طرح كارت هاي هوشمند اگر درست انجام شود و اقشار آسيب پذير مورد توجه قرار گيرند، طرح درستي است كه مي تواند جهت گيري توسعه پايدار را براي كشور به دنبال داشته باشد.
در ضمن جمعه صبح در قالب برنامه هاي كميسيون عمران شوراي تهران از ساعت6 تا 9 بازديدي از طرح شبكه جمع آوري آب هاي سطحي شهر داشتيم. اين طرح از سال 1371 با حمايت بانك جهاني ( اسمشو نبر) شروع شده و اين روزها مراحل پاياني خود را مي گذراند و از دستاوردهاي خوب دوران مختلف شهرداري تهران است .
حوضچه هاي رسوب درشمال پارك جمشيديه، كانال هاي جمع آوري آب در مسير خيابان فرمانيه (در عمق 30 متري زمين و از طريق پله هاي مدور) و حوضچه رسوب مربوط به مسيل هاي شمال بزرگراه ارتش هدف اين بازديد بود. البته مسايلي هم مطرح شد مانند عدم اجراي مطالعات ارزيابي زيست محيطي و عدم پيش بيني نحوه استفاده از اين منابع آب هاي سطحي كه اگرچه دير است ولي همچنان بايد مد نظر باشد. به اميد اينكه با به كارگيري اين شبكه ديگر خبري از سيل و سيلاب پس از بارندگي ها نباشد... البته اين هم شرط دارد... اگر مردم لطف كنند زباله هايشان را در جوي ها نريزند!