شرق:ايران کشوري پهناور و پرجمعيت است و به همين نسبت تنوع قومي و فرهنگي دارد. در هر گوشه از اين سرزمين مردم به يک زبان يا گويش و لهجه سخن مي گويند و به آدابي ويژه خود مي زيند. خردمندانه ترين نوع مديريت در اين سرزمين آن است که با سماجت و مدارا با اين گونه گوني زيبا و مفيد- که آيتي از آيات خداوند است- برخورد کند و حتي اگر همه را از خود نمي داند- که به فرموده اميرالمومنين (ع) بايد بداند- دست کم همه را تحمل کند و نگذارد که در رشته روابط شهروند و شهريار گرهي کور درافتد.جمعيتي کثير از ايرانيان زنان اين آب و خاکند که اگر نه بيش از مردان، دست کم به قدر آنان در گردش چرخ هاي جامعه سهيم اند.ملاحظه حقوق و مطالبات ايشان موجب افزايش بهره وري عمومي از حضور و تلاش آنان در عرصه هاي اجتماعي و سياسي و اقتصادي و فرهنگي خواهد شد. امري که خوشبختانه طلايه هاي اميدوارکننده اي از آن در افق مديريت کلان کشور به چشم افتاده است.جماعتي از ايرانيان نيز به آييني غير از اسلام پيروند و از ميان مسلمانان نيز برخي بر مذهبي غير از تشيعند.از اينها گذشته ايران کشوري قدرتمند در منطقه است .توانمندي هاي بالقوه ايران را آماده ايفاي نقشي فعال در منطقه و در ابعادي کمرنگ تر در عرصه بين المللي خواهد کرد و اين البته بسياري از قدرت هاي جهاني و برخي از خان نشين هاي منطقه را خوش نخواهدآمد و از همين رو است که هرگاه نفوذ و اقتدار اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي ايران در جايي از اين منطقه آشکار مي شود به فوريت اجماعي عليه ايران شکل مي گيرد.
مطابق با توانمندي هاي بالفعل، بهترين متحدان بالقوه ايران و ايرانيان در منطقه و حتي در جهان ملت ها هستند. ملت هايي که باورهايي ديگر دارند و به آداب و ترتيبي ديگر زندگي خود را سامان مي دهند براي حفظ و تقويت پيوندها بايد گشايش بيشتري در پندار و گفتار و رفتار از خود بروز داد وگرنه دوستاني که به سختي به دست آمده اند ممکن است به آساني از دست بروند يا دشمن شوند.اکثر مردمان تاجيکستان و افغانستان که به پارسي سخن مي گويند و مي نويسند بر مذهب اهل سنتند و چنانچه مداراي مذهبي در ما کمرنگ شود به جاي همبستگي و دلبستگي فرهنگي و تاريخي، گسستگي مذهبي و فرقه اي در ذهن جمعي شان پررنگ خواهد شد. همچنين است وضع ديگر ملل و اقوام همسايه. اگر ايران مي خواهد به يک قدرت منطقه اي و به يک بازيگر مهم بين المللي بدل شود بايد لوازم منطقي اين امر را مراعات کند. لازم نيست از باورهاي خود دست بشوييم يا به آداب ديگران سلوک کنيم. کافي است با شکيبايي و بلند نظري بيشتري با گرايش و نگرش مردمان ديگر مواجه شويم. براي جهاني کردن موقعيت ايران و پيام هاي تحولات جامعه ايراني نخست بايد جهاني شد و براي جهاني شدن بايد در عين حفظ ارزش هاي بومي از تعصب و جزم انديشي نسبت به آنها فاصله گرفت.تنها در اين صورت است که تلاش هاي سياسي در رسانه اي در جهت منزوي ساختن ايران ناکارآمد مي شود. اما براي نشان دادن قدرت فراگيرندگي فرهنگي و اجتماعي تنها نمي توان به تبليغات برون مرزي اکتفا کرد بلکه بايد اين گشايش را پيش از هر جا در درون مرزها به نمايش گذاشت. بهره مندي يکسان همه شهروندان ايراني از حقوق برابر و نمايش مدارا با همه نه تنها حکومت کردن را در داخل مرزها آسان و بي دردسر مي کند بلکه حوزه نفوذ حکومت را در خارج از مرزها گسترش مي دهد و تحکيم مي کند و به علاوه تبليغات منفي رسانه ها را نيز بي اثر مي سازد.اگر ايران آماده جهشي بلند در دهه هاي پيش رو است بايد «ظرفيت» و «انعطاف پذيري» خود را به محک آزمون بگذارد و ثابت کند همچنان حرف هايي براي گفتن در قلمروي وسيع تر از محدوده جغرافيايي خود دارد.