امروز:به نوشته مطبوعات، موضعگيري جديد محمود احمدينژاد عليه احزاب، نارضايتي آنان را از رويكرد دولت نهم مقابل احزاب دو چندان كرد.
اعتماد به نقل از احمدينژاد در قم نوشت: دولت نهم هيچ تعهدي به احزاب ندارد و بنده نيز يك ريال به اين احزاب باج ندادم و تا آخر هم باج نخواهم داد... آزادسازي كشور و نظام اجرايي از قيد و بند مطالبات پايانناپذير احزاب، از سرفصلهاي مهم دولت نهم است.
سرمايه واكنش محمد نبي حبيبي دبير كل موتلفه به سخنان احمدينژاد را منعكس كرد و به نقل از او نوشت: حزب موتلفه در مقابل اظهارات جديد احمدينژاد يك سوال مطرح ميكند و آن اين است كه دولت نهم آن يك مطالبه و يا باجي را كه حزب موتلفه اسلامي با سابقه 44 ساله مبارزه و حضور در صحنههاي قبل و پس از پيروزي انقلاب از اين دولت يا دولتهاي قبلي داشته است را اعلام كند. اگر چنين ادعايي واقعيت داشت ما اظهارات رييسجمهور را قبول ميكنيم اما در غير اين صورت كه قطعا هم همينطور است وي و مسوولان اجرايي را دعوت ميكنيم قضاوت مناسبتري از احزاب براي خود تعريف كنند... [در پاسخ به اينكه «آيا تاكنون احزاب مطالبات پايانناپذيري از دولتها داشته اند، يا از آنها باج گرفتهاند] ما وكيل مدافع همه احزاب نيستيم، اما اين صفتهايي را كه شخص رييسجمهوري بدون يك استثنا اعلام كرده اند درباره حزب موتلفه قبول نميكنيم... بهعنوان دبير كل از موتلفه دفاع ميكنم... در اين جايگاه موتلفه تنها در دفاع از حزب خود اعلام ميكند كه هيچ يك از اتهامهاي گفته شده از سوي رييسجمهوري را درباره اين حزب وارد نميداند... احمدينژاد مشخص كند اين صحبتها را خطاب به كدام حزب گفته است... دولت نهم خود بايد پاسخگوي اين اظهارات باشد و ما به عنوان حزب موتلفه تاكيد ميكنيم اين اتهامات در رابطه با موتلفه حتي نزديك به صحت هم نيست.
احمد شيرزاد عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت هم گفته است: اين اولينبار نيست كه آقاي رييسجمهوري با جملات كلي ديگران را محكوم و متهم ميكند و سعي دارد در چهره كسي كه ميخواهد منافع مردم را از چنگال ظلماني كه روي آن چنگ انداختهاند، ظاهر شود... رييس جمهوري بايد مشخص كند كدام يك از احزاب از دولت باج ميخواهند يا مطالبات دارند... احمدينژاد بايد اسم و رسم اين احزاب را مشخص كند، چرا كه ما احزاب زيادي داريم كه وزارت كشور همين دولت به آنها مجوز فعاليت داده و آنها را به رسميت شناخته است... خانه احزاب بايد خيلي سريع جلسهاي تشكيل دهد و طي آن از رييسجمهوري بخواهد حزب باجخواه را معرفي كند تا همه احزاب آن را طرد كنيم... سخنان اخير احمدينژاد فرمايشات بسيار غلطي است.... اگر دولت اين چنين دچار غرور شده كه به احزاب همراه و منتقدش توهين ميكند بايد پيشبيني كرد كه در آينده تنها فرصتطلبان كنار اين دولت حضور خواهند داشت؛ چرا كه هر دولت آيندهنگري به احزاب موافق و مخالف خود نيازمند است... [با اشاره به اين گفته احمدينژاد كه دولت تلاش خواهد كرد تا مردم را از اسارت عدهاي كه خود را مالك مردم ميدانند رها كند] اگر شخص رييسجمهوري قبول دارد كه در كشور نظام انتخاباتي وجود دارد و هركس براي برعهده گرفتن سمتهاي اصلي اجرايي به راي مردم نياز دارد پس در چنين شرايطي وي قصد دارد مردم را از چه اسارتي آزاد و اگر معقتد است مردم اسير هستند پس خود ايشان چگونه در اين نظام بالا آمده است.
رسول منتجبنيا قائممقام حزب اعتماد ملي نيز گفت: من متاسفم كه آقاي رييسجمهور نميداند مسووليت را در نظام جمهوري اسلامي و 27 سال پس از پيروزي انقلاب و پشت سر گذاشتن دهها سال تجربه به عهده گرفته است. ظاهرا ايشان فراموش كرده كه قانون اساسي ميثاق ملي اين نظام است، امام خميني (ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي است و... ظاهرا برخي از وزرا يا معاونين وزرا را هم اين نكته را نميدانند يا فراموش كردها ند و يا تجاهل ميكنند. گاهي حتي برخلاف نظر بنيانگذار جمهوري اسلامي، نام نظام را تغير ميدهند و از حكومت اسلامي استفاده ميكنند و گاه با آنچه در ميثاق ملي به صراحت آمده به شدت مقابله ميكند كه مقابله با احزاب مصداق اين اقدام است...
از آقاي رييسجمهور ميخواهم يك بار مرور كنند ببينند اين قوانين پس از پيروزي انقلاب و در زمان حيات امام (ره) تصويب شده يا در زمان حكومت طاغوت؟ پيشنهاد ميكنم ايشان و مسوولان ديگر فرمايشات امام (ره)، مقام معظم رهبري و ديگر مسوولان تراز اول را در خصوص احزاب مطالعه كنند. در جايي كه شهيد بهشتي اين چنين اظهار كرده است كه حزب معبد من است چگونه چنين اظهاراتي توجيه ميشود؟....به اعتقاد من، آقايان يا معناي حزب را نميدانند يا خيالي در سر دارند كه با تحزب مقابله ميكنند كه البته بعيد ميدانم اين معنا را ندانند.
به نوشته اين روزنامه سيدحسين موسوي تبريزي رئيس خانه احزاب گفت: من معتقدم آقاي رييسجمهور خيلي به برنامه چهارم و چشمانداز 20 ساله علاقه ندارد و حتي از اين چشمانداز – برخلاف شعارهاي مطرح شده – عقبتر است،اما از آنجا كه مهمترين كار احزاب نقد علمي و بررسي عملكرد دولتها براساس آمار و ارقام است و احزاب ايراد علمي ميگيرند، بنابراين برخي مسوولان نميتوانند اين انتقادها را برتابند، به دليل همان بيبرنامگي در كارهايشان. هنر دولت اين نيست كه پول نفت را بيبرنامه خرج كند، بلكه هنرش اين است كه با برنامه حساب شده اين درآمد را به بهرهوري صحيح برساند.
اعتماد ملي در سرمقاله خود نيز كه مرتبط با اين موضوع است، نوشت: آيا كساني كه امروز احزاب را به باجخواهي متهم ميكنند بهتر نيست با صراحت و شفافيت، مجاري صعود خود را از پلكان قدرت به مردم معرفي نمايند تا مشخص شود به چه كساني و به كدام منابع و مراكز وامدارند؟ گيريم فردي كه با حمايت يك حزب به قدرت ميرسد، به آن حزب در خوان قدرت عنايت ويژهاي داشته باشد؛ براي جامعه اين وضعيت بهتر است يا هنگامي كه صاحب قدرتي خود را مديون گروههاي نامرئي و بيشناسنامهاي بداند كه ناچار است بيحساب و كتاب به آنها سهم دهدو جامعه هم قادر باشد از گروهي خاص و شناخته شده پاسخ بخواهد؟ عمر شعارهاي عوامگرايانه و بيپشتوانه طولاني نيست؛ اگر كسي داعيه خدمت و دلسوزي دارد بهتر است به جاني نشاني غلطدادن، به شفافيت فعاليتهاي سياسي كمك كند نه آنكه فضا را به گونهاي شكل دهد كه احزاب شناسنامهدار زمينگير و نيروهاي نامرئي جولاندار عرصه قدرت شوند.